پاورپوینت طبقه بندی بیماریهای روانی و درمان ها آنها در بهداشت روان

پاورپوینت طبقه بندی بیماریهای روانی و درمان ها آنها در بهداشت روان

پاورپوینت-طبقه-بندی-بیماریهای-روانی-و-درمان-ها-آنها-در-بهداشت-روانتعریفبیماری های موسوم به ‘اختلال ذهنی’ را نمی توان با روند پیری معمولی برابر دانست ولی این بیماری در سنین باال بسیار رایج می باشد. در سوئد حدودا ۱۵۰۰۰۰بیمار مبتلا به این بیماری وجود دارد که بخش بسیار بزرگی از آنان باالی ۷۵ سال سن دارند.ِ اصطلاح ‘اختلال ذهنی’ یا ‘دِمنس’ به صورت کلی به بیماری هایی گفته می شود که اختلالاتی را در زمینه ی تفکر، برنامه ریزی و امکان ایجاد ارتباط بیمار با محیط اطراف به وجود می آورد. ِ بیماری های موسوم به ‘اختلال ذهنی’ یا ‘دِمنس’ ربطی به پیری معمولی نداردِ این تصور که بیماری های موسوم به ‘اختلال ذهنی’ یا ‘دِمنس’ مربوط به کهولت می گردد از دیرباز وجود داشته است. امروزه میدانیم که بیش از ۱۰۰ بیماری مختلف می تواند به بروز این بیماری تعریف انواع بيماريهای رواني۱- بيماريهاي خلقي :خلق همان حالت هيجاني پايدار يک فرد است که گاهي به طور طبيعي در طيفي از شادي وغم در نوسان است . بيماريهاي خلقي با احساسهاي نابهنجار افسردگي و يأس مشخص ميشوند که فرد به صورت مداوم داراي حالتهاي مذکور مي شود و انواع آن عبارتند از :  الف – بيماري افسردگي : خلق افسرده ، از دست دادن انرژي و علاقه ، احساس گناه ، کاهش تمرکز ، از دست دادن اشتها ، افکار خود کشي يا مرگ و مشکلات خواب و … از علائم آن است که خود به چند دسته اختلال افسردگي اساسي ، افسردگي فصلي ، افسردگي اتيپيک يا غيرنرمال يا فيزئول ، افسردگي مضاعف ، اختلال افسرده خويي و…  تقسيم مي شود .  ب – بيماري اختلال دوقطبي : همچنان که از اسم آن پيداست داراي دو حالت است که يک حالت آن از علائمي مانند : خلق بالا ، پرش افکار ، کاهش خواب ، افزايش اعتماد به نفس ، خود بزرگ بيني ، افراط در فعاليت ، ولخرجي و افزايش ميل جنسي و …. تشکيل شده است و حالت دوم برعکس ، احساس افسردگي    مي باشد که خود به چند دسته اختلال دو قطبي ۱ ، اختلال دوقطبي ۲، اختلال خلق ادواري و .. تقسيم ميشود .۲-بيماري هاي اضطرابي :اضطراب در بعضي شرايط و مواقع امري طبيعي است اما اگر به صورت احساس فراگيري از نگراني يا وحشت درآيد بيماري تلقي مي گردد که انواع آن عبارت است از:     الف – اختلال هول (پانيک ) : دوره اي از ترس يا ناراحتي شديد است که ابتدا و انتهاي آن مشخص ميباشد که اغلب با بازار هراسي همراه مي باشد که علائم آن به صورت تپش قلب ، تعريق ، لرزش ، احساس خفگي ، درد سينه ، تهوع ، سرگيجه ، ترس از ديوانه شدن ويا مردن ، مورمور شدن ، سرما لرزه و.. مي باشد .     ب – هراس هاي بيمارگوني (فوبيا) : فرد، ترس مداوم و شديد از موقعيتهاي معين يا اشياء خاص و يا مکانهاي خاص دارد و انواع مختلفي مانند هراس اختصاصي ، جمعيت هراسي ، بازار هراسي و … دارد .     ج – اختلال وسواسي – اجباري : وسواس عبارت است از : فکر ، احساس ، انديشه يا حسي عود کننده و مزاحم و اجبار نيز فکر يا رفتاري آگاهانه ، معيارمند و عود کننده است مانند : شمارش ، وارسي ، اجتناب ، شستشو و … که اين افکار وسواسي باعث اضطراب و رفتارهاي اجباري باعث کاهش اضطراب مي شود .     د- اختلال فشار رواني پس از آسيب (PTSD): مجموعه اي از علائم که پس از مواجهه (ديدن يا شنيدن ) با يک عامل فشار آسيب زاي بي نهايت شديد براي فرد بوجود مي آيد که فرد به صورت ترس و درماندگي به اين تجربه پاسخ مي دهد و واقعه را دائماً در ذهن خود مجسم مي کند و در عين حال مي خواهد از يادآوري آن اجتناب کند .     هـ – اختلال اضطرابي فراگير : اضطراب و نگراني مفرط در اکثر اوقات روز درباره چندين واقعه يا فعاليت ،   طي يک دوره حداقل شش ماهه تعريف مي شود.۳-اختلالات روان پريشانه (سايکوز):اين گونه بيماران به صورت چشمگير حس واقعيت سنجي آنان مختل مي شود و فرد علي رغم داشتن توهم يا هذيان نسبت به بيماري خود بصيرت و آگاهي ندارد که انواع آن عبارتند از :الف – اسکيزوفرني : فرد از علائم هذيان ، توهم ، تکلم نابسامان ، رفتار نابسامان ، علائم منفي حداقل ۲  تاي آن را به مدت ۶ماه يا بيشتر داشته باشد درصورتيکه علائم کمتر از ۶ ماه باشد به آن اسکيزوفرني فرم اطلاق مي شود .ب – عاطفه گسيختگي( اسکيزوافکتيو ) : در اين بيماري فرد هم خصايص اختلال خلقي و هم خصايص اختلال روانپريشي را دارد .ج – اختلال هذياني : اختلالي است که بيمار علامت غالبش عمدتاً يک هذيان ثابت مي باشد و ساير حوزه هاي کارکرد او مشکلي ندارد که انواع مختلفي  مانند : بدگماني يا پارانوئيد ، خودبزرگ بيني ، عاشقي ، حسادت و…. دارد .د- اختلال روانپريشي گذرا: فرد در عرض يک روز تا حداکثر يک ماه به دنبال يک فشار شديد رواني ، اجتماعي ، حس واقعيت سنجي او مختل شده باشد .۴- اختلالات شبه جسمي :اين نوع اختلالات عبارتند از : نشانه هاي جسماني که عارضه اي طبي را تداعي مي کنند ولي با هيچ عارضه طبي يا مصرف موادي خاص يا اختلال رواني ديگر قابل توجيه نمي باشند که انواع مختلف آن :الف – اختلال جسماني کردن : علائم مختلف جسمي متعدد است که با معاينات جسماني و بررسي آزمايشات کافي قابل توجيه نمي باشند .ب – اختلال تبديلي : يک يا چند نشانه عصبي ( مثلاً ، فلجي ، کوري ، لنگيدن ،        بي حسي ، غش کردن ) که با يک اختلال طبي يا عصبي شناخته شده قابل توجيه نبوده و با عوامل روانشناختي واسترس شروع و تشديد شود .ج – خودبيمارانگاري : اشتغال ذهني بيمار با ترس از بيمارشدن يا اعتياد وي مبني بر ابتلا به يک بيماري جدي .د- اختلال بدريختي بدن : اشتغال ذهني يا نقص تخيلي (مثل بيني بدريخت ) يا تحريف مبالغه آميز يک عيب خفيف و جزيي در ظاهر جسماني است .هـ – اختلال درد : وجود دردي که مرکز اصلي توجه باليني است . عوامل روانشناختي نقش مهمي در اين اختلال به عهده دارند . در تمام اختلالات ذکر شده اختلال ناشي ا زمصرف مواد و اختلال ناشي از طبي عمومي نيز بايد به آنها اضافه کرد .اختلالات جنسي : اختلالات تجزيه اي ، اختلالات خوردن ، اختلالات خواب ، اختلالات شخصيت ، اختلالات ناشي از سوء مصرف مواد ، اختلالات فراموشي و دمانس و  …. از ديگر اختلالات مربوط به بيماريهاي اعصاب و روان مي باشد تصویر هشت زن در قرن نوزدهم که به طرز محسوسی به بیماری روانی مبتلا هستند. (آرماند گاتیر)بیماری روانی به گروهی از بیماریها گفته می‌شود که با تأثیر بر تفکر و رفتار باعث ایجاد ناراحتی برای فرد مبتلا یا ایجاد ناتوانی در وی می‌شوند. علت بیماری‌های روانی به خوبی شناخته نشده است ولی آنچه مسلم است این است که عوامل ژنتیک، استرس‌های مختلف و نوع تعامل فرد با دیگران در ایجاد یا بروز آنها مؤثر است. افسردگی، اضطراب، وسواس، اختلال دوقطبی و اسکیزوفرنیا از جمله این اختلالات هستند.

دانلود فایل

تحقیق انواع بیماریهای روان و درمان آنها در بهداشت روان

تحقیق انواع بیماریهای روان و درمان آنها در بهداشت روان

تحقیق-انواع-بیماریهای-روان-و-درمان-آنها-در-بهداشت-روانفهرستمقدمه. 4انواع مختلف بیماری های موسوم به ‘اختلال ذهنی’ یا ِ’دِمنس’. 4علائم و نشانه ها 4علل و عوامل خطرساز 5درمان بیماری.. 5آزمایش و تشخیص…. 5تعریف انواع بيماريهای رواني.. 5تاریخچه. 8تظاهر بیماری‌های روانی با نقاشی.. 9انواع بیماری های روانی.. 9اختلالات اضطرابی.. 9انواع اختلالات اضطرابی.. 10اختلالات خلقی.. 10انواع اختلالات خلقی.. 10اختلالات سایکوتیک…. 11علائم اختلالات سایکوتیک…. 11اختلالات تغذیه ای.. 11انواع اختلالت تغذیه ای.. 12اختلالات کنترل تکانه. 13اختلالات شخصیتی.. 13انواع اختلالات شخصیتی.. 13علائم اختلال شخصیتی وسواسی-جبری.. 14علائم اختلال شخصیتی پارانوئید. 14سایر بیماری های روانی که کمتر شایع هستند. 14درمان های موثر بر روی بیماری های روانی.. 15مشکلات روحی روانی خانم ها 16چرا افسردگی در زنان بیشتر است؟. 16زن در حال جویدن ناخن از اضطراب… 17استرس پس از حادثه. 17خوردن بیش از حد از استرس…. 18الگوهای تفکر غیر منطقی.. 19خشم: از مشکل تا اختلال.. 21باورها و خودگویه های غیرمنطقی رایج.. 22بررسی رابطه باورهای غیرمنطقی الیس و پرخاشگری.. 25رفتار ـ اراده ـ نگرش ـ اعتقاد. 26انتظار تأیید از دیگران.. 29زیاده از خود انتظار داشتن.. 29سرزنش کردن.. 30واکنش به ناکامی.. 30بی‌مسئولیتی عاطفی (کنترل هیجانی) 31نگرانی زیاد توأم با اضطراب (توجه مضطربانه) 31اجتناب از رویارویی با مسائل (مشکلات) 31وابستگی.. 32درماندگی نسبت به تغییر. 32کمال‌طلبی (کمال‌گرایی) 32علت رفتارهای غیرمنطقی و خرافات… 33راهکارهای مقابله با مشکلات روانی ناشی از ببیماریها 34تکنیک ضد خجالت… 48فشارهای ناشی از بیماری روانی كدام است ؟. 58آیا امیدی نیست ؟. 58درباره بیماری شدید روانی چه می دانید ؟. 59علائم اسكیزوفرنیا 59علت بیماری اسكیزوفرنیا 60نظریه تغذیه ای یا نظریه مولكولی.. 60نظریه ویروسی.. 61نظریه فشار محیطی.. 61منابع.. 62              مقدمهبیماری های زیادی وجود دارند که بر روح و روان تاثیر می گذارند. این بیماری های به نام بیماری های روانی شناخته می شوند. انواع مختلفی از این بیماری ها وجود دارند که گاها علائم مشترکی از خود نشان می دهند. در ادامه این مقاله مجله پیام سلامت قصد داریم شما را با انواع بیماری های روانی و روش های درمان آن ها آشنا کنیم.بیماری روانی به گروهی از بیماریها گفته می‌شود که با تأثیر بر تفکر و رفتار باعث ایجاد ناراحتی برای فرد مبتلا یا ایجاد ناتوانی در وی می‌شوند. علت بیماری‌های روانی به خوبی شناخته نشده است ولی آنچه مسلم است این است که عوامل ژنتیک، استرس‌های مختلف و نوع تعامل فرد با دیگران در ایجاد یا بروز آنها مؤثر است. افسردگی، اضطراب، وسواس، اختلال دوقطبی و اسکیزوفرنیا از جمله این اختلالات هستند. بیماری های موسوم به ‘اختلال ذهنی’ را نمی توان با روند پیری معمولی برابر دانست ولی این بیماری در سنین باال بسیار رایج می باشد. در سوئد حدودا ۱۵۰۰۰۰بیمار مبتلا به این بیماری وجود دارد که بخش بسیار بزرگی از آنان باالی ۷۵ سال سن دارند.ِ اصطلاح ‘اختلال ذهنی’ یا ‘دِمنس’ به صورت کلی به بیماری هایی گفته می شود که اختلالاتی را در زمینه ی تفکر، برنامه ریزی و امکان ایجاد ارتباط بیمار با محیط اطراف به وجود می آورد. ِ بیماری های موسوم به ‘اختلال ذهنی’ یا ‘دِمنس’ ربطی به پیری معمولی نداردِ این تصور که بیماری های موسوم به ‘اختلال ذهنی’ یا ‘دِمنس’ مربوط به کهولت می گردد از دیرباز وجود داشته است. امروزه میدانیم که بیش از ۱۰۰ بیماری مختلف می تواند به بروز این بیماری منجر شود.

دانلود فایل

تحقیق آموزش مهارت های زندگی و نقش مشاوره

تحقیق آموزش مهارت های زندگی و نقش مشاوره

تحقیق-آموزش-مهارت-های-زندگی-و-نقش-مشاورهفهرستمقدمه: 2تعریف مهارت های زندگی : 3تأثیر مثبت مهارتهای زندگی: 4انواع مهارتهای زندگی.. 7۱. تصمیم گیری: 7۲. حل مساله: 8۳. تفکر خلاق.. 84- روابط موثر اجتماعی.. 9تأثير مثبت مهارتهاي زندگي: 11انواع مهارت هاي زندگي: 11تعریف مهارتهای ده گانه. 221- خود آگاهی.. 222- همدلی.. 223- ارتباط موثر. 224- روابط بین فردی… 235- توانایی مدیریت هیجانها 236- توانایی مقابله با استرس…. 237- حل مساله. 238- تصمیم گیری.. 239- تفكر خلاق.. 23اثرات كاربرد مهارتهاي زندگي.. 28منابع.. 30مقدمه: در حل مشکلات و معضلاتی که در حوزه دانش آدمی قرار نمی گیرد ، نقش مشاوره از جایگاه خاصی برخوردار است ، هنگامی که مشاور فرد را در جهت حل مسئله ای یاری و هدایت می‌نماید .ابتدا ، زمینه های مناسب برای درک و فهم سئوال یا مسئله را فراهم می آورد و به مراجع خود کمک می کند تا اطلاعات لازم برای حل مشکل را از طریق مجاری مناسب کسب نمایند و قادر شوند که اطلاعات اصلی و کمکی را از اطلاعات حاشیه ای که یاریگر او نیستند جدا سازد .آنگاه باید فرد ترغیب شود تا به راه حل های متفاوت بیندیشد وبرای هر راه حل نتیجه نهائی آن را پیش بینی نماید ، انتخاب بهترین روش حل مسئله و بازبینی فعالیت پسندیده حل مسئله از دیگر اقدامات مراجع در حل بهینه مشکلات استبا نگاهی جامع به فعالیت های فوق و بررسی جایگاه مشاوره به این نتیجه مهم می‌رسیم که وجود مشاورانی آگاه و مجرب در جهت یاری کردن به انسانهای دارای مشکل ، ضرورت تام خواهد داشت ، آنان همواره در صدد آن هستند که فضائی فراهم آورند که فرد مبتکر و مستقل اندیش بار آید ، از قید محدودیت ها رهایی یابد و در حل مسائل زندگی خود موفق باشد .انسان در تعاملات حياتي خود با محيط اجتماعي واجد صفاتي خاص مي شود . مهم ترين تأثيراتي كه محيط زندگي بر رفتار به جاي مي گذارد از طريق احساسات و عواطف است و همين ها است كه نگرش آدمي را تحت تأثير قرار داده ، تغييراتي اساسي را رقم خواهد زد و نهايتاً‌ در اين تعاملات آدمي تجربياتي را كسب مي كند که پس از تكرار و تمرين  رفتارها ، مهارت هائي را به وجود مي آورد.مهارت هاي زندگي عبارتند از: مجموعه اي از توانائي ها كه زمينه سازگاري و رفتار مثبت و مفيد را فراهم مي آورند ، اين توانائي ها فرد را قادر مي سازند كه مسئوليت هاي نقش اجتماعي خود را بپذيرد و بدون لطمه زدن به خود و ديگران با خواست ها ، انتظارات و مشكلات روزانه ، به ويژه در روابط بين فردي به شكل مؤثري روبرو شودپژوهشگران معتقدند تعدادي از مهارت هاي كسب شده پايه فعاليت هاي مربوط به ارتقاي بهداشت روان را سبب خواهد شد.آدمی در مسیر تکاملی خود مالک منابع و وسائلی برای زندگی مؤثر است ، اوست که می‌تواند خود را در زمان حال تجربه کند و گذشته و آینده را از طریق به یاد آوردن و پیش بینی وقایع به تجربه در آورد.خداوند متعال نیز آدمی را آگاه و مسئول آفریده است تا بتواند از طریق آگاهی های خود ، قادر به انتخاب باشد و مسئولیت  رفتارهای نهان و آشکار خود را بپذیرد و توانائی آن را به دست آورد که پاسخ های  مناسبی به محرک های درونی و بیرونی خود ارائه نماید و به عنوان موجودی متکامل شامل جسم ، هیجانات، افکار ، احساسات و ادراکات در محیطی مناسب به اصلاح و تعادل رفتار خود بکوشد و خود را به شکوفائی برساندبرای دستیابی به فضائل ، موانع و دردها و رنج ها ی فراوانی در برابر انسان است .اگر آدمی بتواند بر مشکلات خود فائق آید و از سدهای پیش راه بگذرد ، نگهداشتن و پایداری فضیلت‌های به دست آمده را آسان از دست نمی دهد و چنان چه فرزندان ما به این حکمت زیبا در کسب فضائل آگاه شوند قطعاً در بردباری و شکیبائی ها استوارتر خواهند بود.نقش مشاور نیز در این مسیر تکاملی نقشی حساس و مؤثر است ، آگاه کردن آدمی به چگونگی مقابله و مبارزه با مشکلات ، پشتیبانی و حمایت از مراجعان و تقویت روحیه و بالا بردن ظرفیت های احساسی و روانی آنان از نکات ممتاز کارکرد او در کمک به کسب فضائل است و تلاش های او در جهت تقویت خود باوری ، اعتماد به نفس و استقلال زمینه های تکامل و تقرب آدمی را به منبع والای پاکی ها فراهم خواهد نمود.تعریف مهارت های زندگی :مهارت های زندگی عبارتند از: مجموعه ای از توانائی ها که زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می آورند ، این توانائی ها فرد را قادر می سازند که مسئولیت های نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران با خواست ها ، انتظارات و مشکلات روزانه ، به ویژه در روابط بین فردی به شکل مؤثری روبرو شودانسان در تعاملات حیاتی خود با محیط اجتماعی واجد صفاتی خاص می شود . مهم ترین تأثیراتی که محیط زندگی بر رفتار به جای می گذارد از طریق احساسات و عواطف است و همین ها است که نگرش آدمی را تحت تأثیر قرار داده ، تغییراتی اساسی را رقم خواهد زد و نهایتاً‌ در این تعاملات آدمی تجربیاتی را کسب می کند که پس از تکرار و تمرین  رفتارها ، مهارت هائی را به وجود می آورد.پژوهشگران معتقدند تعدادی از مهارت های کسب شده پایه فعالیت های مربوط به ارتقای بهداشت روان را سبب خواهد شد.تأثیر مثبت مهارتهای زندگی:مهارتهای زندگی شخص را قادر  می سازند تا دانش ، نگرش و ارزش های وجودی خود را به توانائی های واقعی و عینی تبدیل کند و بتواند از این توانائی ها در استفاده صحیح تر نیروهای خود بهره گیرد و زندگی مثبت و شادابی را برای خود فراهم سازد.شخصی که از مهارتهای زندگی در مراوده و ارتباط با دیگران کمک می گیرد به احراز موفقیت‌های ذیل نائل خواهد شدالف : قدرت تحمل نسبت به نظرات مختلف و احساس امنیت  نسبت به گفتار دیگرانب : انجام  بموقع  کار با توجه به شرایط زمان و مکانج : برنامه ریزی و کوشش در امور مفید و دوری از هر کار بی فایدهد : راز داری و کنترل گفتارهـ : برداشت واقع بینانه از جهان و عبرت آموزی از وقایع تاریخ گذشتهو : تقویت خود پنداره و اتکاء به نفسز : استفاده از ظرفیت ها و کنش های هوشهمچنین مهارتهای زندگی اثر مناسبی در جهت کاهش آسیب های فردی و اجتماعی خواهند داشت و با ایجاد نگرش های اصولی و علمی در انتخاب بهترین شیوه در انجام بهینه هر فعالیت نقش مؤثر خود را اثبات  خواهند نمود.انواع مهارت های زندگی:در معرفی انواع مهارت های زندگی که در ساختار شخصیتی انسانها مشاهده و در عملکرد آدمی نقش های ارزنده ای بجای می گذارد در این مقاله به اختصار سخن گفته خواهد شد ، تعداد و تنوع این مهارت ها در دیدگاههای متفاوت و جوامع مختلف قابل بررسی است ، هدف اصلی ما بررسی نقش سازنده مشاوره در چگونگی ایجاد مهارت های زندگی و گزینش بهینه آن است که می تواند تحول عظیمی را در ساختار زندگی انسان بوجود آورد.تعدادی از مهارت های زندگی بشرح ذیل ارائه خواهد شد.۱-تصمیم گیری۲- حل مسئله۳- تفکر خلاق۴- تفکر انتقادی۵- روابط مؤثر اجتماعی۶- خودشناسی۷- همدلی۸- انعطاف پذیری۱-تصمیم گیریانسان به عنوان یک موجود برخوردار از تعقل به مطلوب ترین روش ها در دستیابی به هدف توجه می کند لذا می خواهد  در شرایط اطمینان کامل تصمیم گیری نماید.امروزه ایجاد مهارت در تصمیم گیری بعنوان یکی از پایه ای ترین مهارت های زندگی بشمار می آید ، زیرا زندگی در جوامع  پیشرفته ، گسترش ارتباطات اجتماعی و افزایش انتخاب ها را فرا راه اقشار مختلف خاصه جوانان قرار داده است ، انتخاب رشته تحصیلی ، شغل و همسر از جمله موارد مهم تصمیم گیری هستند . تصمیمات صحیح وعقلائی در این موقعیت ها نتیجه‌ای مؤثر در زندگی فرد بجای خواهند گذاشت و از تعارضات و تنش های روانی فرد خواهند کاست .هر چند تصمیم گیریهای غیر منطقی و نادرست باعث اضطراب و ایجاد افسردگی خواهد شد ولی تصمیم گیری عاقلانه آینده ای روشن را بوجود خواهد آورد و اطمینان و آرامش ویژه ای را به زندگی فرد هدیه خواهد نمود در این صورت است که نقش مشاوره و هدایت های مشاور می تواند بعنوان عنصر آگاهی ونیروی پشتیبان یاری دهنده وی بسوی تصمیم گیری صحیح و اصولی باشد . هر گاه برای تصمیم گیری مطلوب به توانائی های خاص از جمله افزایش خودآگاهی ،‌ درک ارزش های فردی و خانوادگی ،‌ مهارت های انتخاب هدف و روابط مطلوب بینی فردی و… نیاز باشد و تصمیم گیرنده واجد اطلاعات لازم‌، موقعیت مناسب و قدرت استنتاج مناسب نباشد نیاز به مشاوره در صدر امور قرار می گیرد .دادن اطلاعات مفید و مناسب ، خارج کردن فرد از تأثیرات والقاآت نامناسب اجتماعی‌، دوستان و خانواده و زمینه سازی یک موقعیت ویژه برای تصمیم گیری مستدل ، کافی و مناسب از توانمندیهای یک مشاور در چنین مواقعی است .حضور مشاور بعنوان یک راهنمای مطلع باعث می شود که اطلاعات و دانسته های لازم را در اختیار تصمیم گیرنده قرار دهد ،‌ نتایج احتمالی هر فعالیت را با تکیه بر تجربه های متفاوت افراد، پیش بینی نماید ، فرد را در فضائی واقعی و حقیقی قرار دهد و با حضور دلگرم کننده خود از اثرات تنش زای لحظه های بحرانی کاسته و محیط آرامی را برای تصمیم گیری عاقلانه افراد فراهم آوردبدیهی است تصمیم گیری در چنین موقعیتی مقرون به صواب و دارای نتیجه مناسب‌تری خواهد بود که در مجموع تصمیم گیرنده از شک و دو دلی رها شده و انتخابگر راهی خواهد شد که تا اندازه ای به نتایج و تبعات انتخاب خود ، آگاه و مقدمات لازم برای برخورد با موقعیت های حاصل از تصمیم گیری خویش را تمهی

دانلود فایل

تحقیق زبان بدن یا تن گفتاری چیست؟

تحقیق زبان بدن یا تن گفتاری چیست؟

تحقیق-زبان-بدن-یا-تن-گفتاری-چیست؟ زبان بدنمقدمه. 9علائم منفـي زبـان رفتـار: 12دست دادن بسیار محكم: 15دست دادن با هر دو دست: 15حركت انگشت: 16دستهای پـنهان: 16دستها به روی زانو: 16مناره كردن انگشتان: 16مشت پوشیده شده با دست باز: 16پرتاب دست: 16قلاب كردن دستها پشت سر: 17بازی كردن با حلقه ازدواج: 17تكان بیقرار دستها: 17دست زدن به كراوات: 17دست كشیدن در میان موها: 17تكان دادن پاها: 17انداختن پاها روی هم در ناحیه زانو: 18قوزك پا روی زانو: 18انداختن پا روی هم در ناحیه قوزك: 18به هم پیچیدن پاها: 18قفل كردن پاها: 18دست ها 19خم كردن بازوها: 19دستها به پشت: 19دستها به جلو: 19دستهای قلاب شده: 19دستهای تا شده: 19دراز كردن دست : 19دست به كمر بودن: 20شانه بالا انداختن: 20راست قامت ایستادن: 20گامهای كوتاه-بلند: 20احوالپرسی دوستانه: 20رویارویی نزدیك: 20بی رغبتی: 21گرفتن گردن: 21بی قراری(وول خوردن.. 21كشیدن شلوار: 21به دیوار تكیه زدن: 21ارتباط نزدیك: 21نزاع: 22تعظیم كردن: 22زبان بدن (موی سر. 22سخـن آخـر : 26   زبان بدن چه تاثیری بر روی اعتماد به نفس شما می‌گذارد؟. 27چند ترفند عالی برای اینکه بتوانیم زبان بدن دیگران را بخوانیم.. 28فریبندگی، همیشه هم بد نیست… 28درخواست من: نیت‌های خوب داشته باشید. 29زبان بدن چه تاثیری بر روی اعتماد به نفس شما می‌گذارد؟. 29بخش ۱: نگرش و زبان بدن.. 29احساس امنیت کنید و از خود اطمینان نشان دهید. 29همه دوست هستند، مگر غیر از این ثابت شود. 30همه لایق احترام هستند، مگر غیر از این ثابت شود. 30همه را دوست بدارید، مگر ثابت شود لیاقتش را ندارند. 30چطور تنفر از دیگران را کنار بگذاریم.. 30همیشه به این فکر کنید که چه کاری می‌توانید برای دیگران انجام دهید. 31بخش ۲: حالت بدن.. 31صاف اما راحت بایستید. 31صاف بنشینید، اما خشک نباشید. 32اهمیت زبان بدن در مصاحبه‌ شغلی.. 32همیشه در بخش میانی بدن‌تان کمی کشش داشته باشید. 32پاهایتان را به عرض لگن از هم جدا کنید. 33بخش ۳: وارد شدن به یک اتاق.. 33طوری لبخند بزنید که خوشحالی‌تان را از بودن در آن جمع نشان دهد. 33با حاضران سلام و احوالپرسی کنید. 33ابراز احساسات؛ چگونه احساسات‌مان را به درستی بیان کنیم.. 34برای دوستان (فرضی) دست تکان دهید. 35بخش ۴: آداب دست دادن.. 36محکم و در عین حال آرام دست دهید. 36هنگام دست دادن ارتباط چشمی برقرار کنید. 36طوری لبخند بزنید گویی دیدن آنها روز خوبی را برای شما رقم زده است… 36چرا یادگیری زبان بدن برای مدیرها اهمیت دارد؟. 37بخش ۵: موضع‌گیری بدنی.. 37موضع گیری باز داشته باشید. 37زاویه بدن‌ خود را به سمت فردی که با او صحبت می‌کنید تنظیم کنید. 37به اشیاء تکیه ندهید. 37وقتی به چیزی تکیه می‌دهید، حالت بدن را فراموش نکنید. 37بخش ۶: صورت… 38از صورت خُنثای خود چهره‌ا‌ی شاد را به نمایش بگذارید. 38تماس چشمی را ناگهان قطع نکنید. 38چگونه لبخند بزنیم.. 39۱۰ عادت زبان بدن برای افزایش کاریزما 39تکنیک‌ها و عادات… 39کارهای طرف مقابل را قرینه کنید. 39حرکات قرینه‌ای.. 40چگونه کارت ویزیت خود را ارایه دهیم؟. 41گزیدن لب ها به چه معناست؟. 46علایم چشم در رفتارهای روزانه (بخش اول) 47در دست گرفتن مچ، ساعد، بازو 47زبان بدن فروشنده چه تاثیری دارد؟. 48تماس چشمی در کشورهای شرق آسیا چگونه است؟. 49بازاریابی مدرن و زبان بدن.. 50زبان بدن ‘ حالات مختلف کف دست’ به چه معناست؟. 51۱. دید حاشیه ای گسترده تر زنان.. 53۲.دست و پای ضربدری.. 53۳. سه کاربرد کلی زبان بدن.. 53۴. شش حالت چهره ( زبان صورت… 53۵. سرتان را کج کنید. 53۶. چرا این قدر پلک می زنید؟. 54۷. خودتان را بغل کنید. 54۸. لبخند دوشن یادتان نرود. 54۹. مردان دو شاخه می ایستند. 55۱۰. بله! با بدن تان اطلاعات را منتقل می کنید. 55۱۱. زنان از هم تقلید می کنند. 55۱۲. چرا پاهایتان را باز می کنید. 55۱۳. خنده ی زنان نشانه ی مجذوب شدن است… 55۱۴. چرا پنجه به پنجه اید و چرا نیستید. 55۱۵. ارتباط چشمی: مردانه ، پرخاشگرانه، یا……. 56۱۶. وارث اجداد میمون مان هستیم.. 56۱۷. دارید واکنش گریز نشان می دهید. 56۱۸. می خواهید دست دیگران را بو کنید. 56۱۹. چرا چشمتان را می بندید. 56۲۰. دارید به خودتان آرامش می دهید. 56۲۱. بله! معذب هستید. 57۲۲. چرا گردن تان را لمس و نوازش می کنید. 57۲۳. با گردن تان استرس تان را دور می کنید. 57۲۴. با «شبه پاکسازی پا» به آرامش می رسید. 57۲۵. با گردش هوا خودتان را آرام می کنید. 57۲۶. هشت زبان بدن دروغگویان.. 58۲۷. زنان با کیف پول حرف می زنند. 58۲۸. نشانه ی صلیب است… 58۲۹. بی حرکت داستان می گویید. 58۳۰. اولین کتاب زبان بدن.. 58۳۱. شق و رق ایستادن نشانه ی باروری است… 58۳۲. چرا فضای بیشتری اشغال می کنید. 58۳۳. چرا حرکات پا را تقلید می کنید. 59۳۶. چرا ناگهان پای تان تکان خورد. 59۳۷. ستون کردن دست ها زیر چانه عاشقانه است… 59۳۸. چرا ناگهان دست به سینه شدید. 60۳۹. با پاهای باز سلطه جویی می کنید. 60۳۱ راه برای درک زبان‌ بدن زنان.. 60۴۰. چرا سینه تان را باد یا عریان کردید. 60۴۱. چرا شانه بالا می اندازند. 60۴۲. با دستان به کمر دورشان می کنید. 60۴۳.با دستان به کمر قدرت طلبی می کنید. 61۴۴. چرا این بار به این صورت دست به کمر شدید. 61۴۵. چرا دستانش در کمبرندش بود. 61۴۶. چرا به جشمام زل زده بود. 61۴۷. چرا دستشانش را پشت سرش قفل کرده بود. 61۴۸. آن نوک انگشتان روی میز به چه معنی است… 61۴۹. بازوی اش را لمس کن.. 61۵۰. کی باید با لب های پر نفس تان را بیرون دهید. 62۵۱. چرا انگشتان تان دو دست اش را روی هم قرار داده یود. 62۵۲. دست های تان را فشار ندهید. 62۵۳. منظور از آن انگشتان شصت چه بود. 63۵۴. کودکان نابینا هم زبان چشم دارند. 63۵۵. انگشتان شصت تان را در جیب تان پنهان نکنید. 63۵۶. چرا مج دستش را بیرون انداخته بود. 63۵۷. اگر زبان بدن ندارد دارد دروغ می گوید. 64۵۸. چرا آن حرکات ریز را داشت… 64۵۹. بدن تان قبل از مغزتان واکنش نشان می دهد. 64۶۰. کافی است لبخند بزنید. 64۶۱. گردنش چه می گفت… 64۶۲. چرا چپ جپ نگاه می کند. 64۷ راز قدرتمند زبان‌ بدن برای رسیدن به موفقیت… 64۶۳. ژست قدرت بگیرید. 65۶۴. بدن برتر از صورت آمد پدید. 65۶۵. از شصتت درست استفاده کن.. 65۶۶. مردمک چشم تان حرف می زند. 65۶۷. چرا منجمد شده بود. 65۶۸. چرا سر به زیر داشت… 66۶۹. بدن تان را هم سو و آینه کنید. 66۷۰. نابیناها هم با بدن حرف می زنند. 66۷۱. زبان بدن گشاده رو داشته باشید. 66۷۲. محکم بایستید. 66۷۳. چرا انگلیسی ها تماس بدنی ندارند. 66۷۴. آرنج تان را خم نکنید. 67۷۵. با انگشت اشاره نروید. 67۷۶. بیشتر با صورت حرف می زنید تا با دهان.. 67۷۷. زبان بدن موثرترین است… 67۷۸. کف دست تان را نشان بدهید. 67۷۹. با خنده هشدار می دهید. 67۵ ترفند زبان‌ بدن برای بالا بردن اعتماد به نفس…. 67۸۰. زنان زبان بدن را بیشتر تحلیل می کنند. 67۸۱. زنان زبان بدن را بهتر می فهمند. 68۸۲. تکان دادن سر یعنی چه. 68۸۳. گوش ها چه می گویند. 68۸۴. کجا باید بوسید. 68۸۵. پس گردنی نزنید. 69۸۶. چرا تف می کنند. 69۸۸. چرا دستانش را ان قدر تکان می داد. 69۸۹. شصت و انگشت کوچک چه می گویند. 69۹۰. چرا فاصله دارند. 69۹۱. چرا دستان و پاهاش قفل اند. 70۹۳. چرا کمتر می خندید. 70۹۴. سفیدی چشم نگاهتان را لو می دهد. 70۹۵. دارد با چشم عشوه می آید. 71۹۶. به حباب شان وارد نشوید. 71۹۷. اوتیسمی ها زبان بدن نمی دانند. 71بلند بایستید و فضا را بپذیرید. 71وضعیت خود را عریض‌تر کنید. 72تن صدای خود را پایین‌تر آورید. 72جمع‌آوری قدرت را آزمایش کنید. 72به ژست قدرت ضربه بزنید. 72تماس چشمی مثبت را حفظ نمایید. 73با دستان خود صحبت کنید. 73از حالت باز استفاده کنید. 73برج را آزمایش کنید. 73رفتار عصبی خود را کاهش دهید. 74بخندید. لبخند تأثیر قدرتمندی روی ما دارد. 74دست دادن خود را کامل کنید. 74زبان بدن یک مرد و زن عاشق.. 74زبان بدن در روابط عاشقانه. 75خواندن زبان بدن زن و مرد عاشق.. 76زبان بدن افراد عاشق.. 76نشانه های زبان بدن زن و مرد عاشق.. 78منابع.. 80                            مقدمهيكي از مهم ترين خصوصيات انسان كه او را نسبت به ساير موجودات برتري مي دهد قدرت تكلم و سخن گفتن اوست. او مي تواند با به كارگيري كلمات و جملات احساسات و نيات دروني اش را بيان كند و ديگران را از آن آگاه نمايد.از طرفي خواسته يا ناخواسته در فضايي كه آن را سكوت و خاموشي مي ناميم و با زبان بي زباني تنها با آنچه «body language» يا زبان حركات بدن و اجزاي آن خوانده مي شود، مي تواند به خوبي احساسي را انتقال داده يا معناي كلامي را تغيير دهد. هرگز اظهار دوستي و علاقه شخصي در حالي كه اخم كرده و ترشرويي نشان مي دهد، قابل قبول نيست. بنابراين به كارگيري اين ۲ زبان در يك جهت و راستا مي تواند به خوبي در بيان هيجانات، عواطف و احساسات به كار رود. اما در ميان دنياي خاموش و بي زباني، زبان هاي گوياي ديگري هم هستند.زبان بدن شامل دو قسمت است . یکی زبان حرکات بدن و دیگری زبان آرایش و ظاهر بدن :بازکردن دکمه های کت: افرادی که باشما بی ريا وصميمی هستند غالباٌ دکمه های کت خود را باز کرده يا حتی آنرا از تن  در می آورند اما در يک مذاکره  رسمی اينچنين نيست . در اين شرايط افراد زمانی کت خود را در می آورند که امکان دسترسی به توافق وجود داشته باشد , به عبارت ديگر هرقدر هوای اطاق گرم باشد اگر طرفين احساس دسترسی بهتوافق را نداشته باشند کتشان را در نمی آورند.انداختن پاروی پا: در هنگام مذاکرات هر گاه يکی از طرفين يا هر دو ی آنها پاهای خودرا روی هم می اندازند نشانه اين است که وارد مرحله جديدی از مذاکره می شويد , مرحله ايی که امکان تفاهم کمرنگ می شود . اگر انداختن پا روی پای ديگر با گذاشتن دستها در زير بغل  بصورت ضربدر همراه باشد اوضاع وخيم تر است و بايد يک فکر جدی برای تغيير وضعيت انجام دهيد تا طرف مقابل از حالت تدافعی خارج شود.کشيدن دست به چانه : اين علامتی از زبان رفتار است که در هنگام تصميم گيری بکار می رود. کشيدن دست به روی چانه معمولا” با حالتی از چهره همراه است که در آن چشم ها کمی  جمع می شود. افرادی ديگر ممکن است در اين حالت لب بالايی را لمس کنند وآنرا بکشند و بعضی مردها  با سبيل يا ريش خود بازی کنند که همگی دليل بر تعمق و ارزيابی است. در بازی شطرنج نيز افرادی که قرار است حرکت بعدی را انجام دهند در بسياری از موارد چنين اشاره ا

دانلود فایل

پاورپوینت اصول خلاقيت و اشتغال زایی فردی

پاورپوینت اصول خلاقيت و اشتغال زایی فردی

پاورپوینت-اصول-خلاقيت-و-اشتغال-زایی-فردیخلاقیت، مستلزم بهره گیری از نوع خاصی از جریان فکری است؛ چیزی که یکی از روان شناسان، به نام گیلفورد، آن را «تفکر واگرا» نامید؛ تفکری که به گونه ای متفاوت از جریان عام فکری جامعه، در حل مسائل، نمود پیدا می کند. Ø راجرز : خلاقيت يعني اظهار وجود و استقلال طلبي و حفظ شخصيت انسان Ø اريك فرم : خلاقيت توانايي ديدن وپاسخ دادن Ø هربرت فوكس : خلاقيت يعني هر نوع تفكري كه مساله اي را به طور مفيد و بديع حل كند . Ø لوتانز : بوجود آوردن تلفيقي از انديشه و رهيافت هاي افراد ويا گروه در يك روش جديد .خلاقیت، یک فرایند ذهنی است که از فرد معینی و در یک زمان مشخص دیده می شود؛ فرآیندی که در نتیجه آن، یک اثر جدید – اعم از ایده یا چیزی نو و متفاوت – تولید می شود. تولید جدید و متفاوت، می تواند کلامی یا غیر کلامی و عینی یا ذهنی باشد.واقعیت این است که تا کنون، روان شناسان و محققان، برداشت های متفاوتی از این واژه داشته و تعاریف متنوعی از آن ارائه کرده اند. وجود چنین اختلاف نظری، ناشی از ماهیت پیچیده آن است. برخی در تعریف خلاقیت، گفته اند: خلاقیت، ترکیبی است از قدرت ابتکار، انعطاف پذیری و حساسیت در برابر نظریاتی که یادگیرنده را قادر می سازد خارج از نتایج تفکر نامعقول، به نتایج متفاوت و مولد بیندیشد که حاصل آن، رضایت شخصی و احتمالاً خوشنودی دیگران خواهد بود.. در مطالعه پیرامون خلاقیت، به دو نکته مهم زیر باید توجه داشت:۱٫ اول آن که خلاقیت می تواند خلق اشکال یا صورت های جدیدی از ایده ها یا تولیدات کهنه باشد. در این صورت، اغلب فکرها و ایده های گذشته، اساس خلاقیت های تازه است.۲٫ دوم این که خلاقیت امری انحصاری است و حاصل تلاش فردی و تنها یک موقعیت یا مسئله عمومی نیست؛ از این رو، فردی ممکن است چیزی را خلق کند که قبلاً هیچ گونه سابقه ذهنی از آن نداشته باشد؛ اگر چه آن چیز به صورت های مشابه یا کاملاً یکسان قبلاً توسط شخص دیگری و در موقعیت خاصی خلق شده باشد.به عبارت دیگر، فرد خلاق، تمایل دارد که مسائل مختلف را به طرق متفاوت حل کند؛ هر چند در ظاهر، یک راه حل بیشتر برای آن وجود ندارد.با توجه به روشن شدن تعریف خلاقیت، به پاسخ این پرسش می پردازیم که چگونه می توان خلاقیت را توسعه و گسترش داد؛ ولی قبل از آن باید گفت که خلاقیت، امری توسعه پذیر است و همه افراد، از توانایی بالقوه خلاقیت برخوردارند. برای توسعه خلاقیت، به امور زیر توجه کنید:۱٫ از آن جا که خلاقیت، امری فردی و شخصی است و هر کسی متناسب با توانایی های فردی و منحصر به فرد، می تواند به توسعه و گسترش آن اقدام نماید، جهت تقویت این امر، باید به سراغ توانایی های فردی و منحصر به فرد رفت و به ارزیابی آن پرداخت.۲٫ میزان حساسیت در درک مسائل، نقش مهمی در خلاقیت دارد؛ بنابراین، با افزایش و گسترش دقت و حساسیت در درک مسائل، می توان به توسعه خلاقیت فردی کمک کرد.۳٫ بدون شک، آزمایش، تجربه و کنکاش، رابطه مستقیمی با خلاقیت دارند؛ پس برای رشد آن، باید از طریق افزایش تجربه، پژوهش و انجام آزمایش های متنوع و متکثر، اقدام کرد.۴٫ اندیشه تخیلی، یکی از راه های مؤثر در برانگیختن قدرت خلاقیت محسوب می شود؛ زیرا تخیل، نوعی تفکر آزاد است که ضمن آن، ذهن فرد، متوجه حل یک مسئله واقعی، به گونه ای که در عالم خارج وجود دارد، نمی شود؛ بلکه در تخیل، فرد خارج از قیود و هنجارهای موجود، آزادانه آن چه را که تمایل دارد، در ذهن خود تصور می کند. در چنین شرایطی، فرد، هرگز خود را محدود و محبوس در حصار واقعیت ها و امور مشهود و ملموس نمی کند و فارغ البال، هر آن چه را که دلش می خواهد، تصور می کند. یکی از روان شناسان معاصر، به نام هرلاک، خلاقیت را شکلی از تخیل کنترل شده می داند که منجر به نوعی ابداع و نوآوری می شود.از طرف دیگر، یکی از ویژگی های مشترک میان افراد خلاق که مورد قبول همه روان شناسان و محققان این رشته است، وجود قدرت تخیل فوق العاده، در نزد همه کودکان و بزرگ سالان خلاق است.۱۵٫ خلاقیت، با استقلال فکر و اعتماد به نفس همراه است؛۲ از این رو، برای رشد و گسترش خلاقیت، برخورداری از اعتماد به نفس، کاملاً ضروری و لازم است. بنابراین، از طریق رشد و تقویت اعتماد به نفس و بهره گرفتن از روش های متداول و مورد توصیه روان شناسان، می توان به توسعه و رشد خلاقیت فردی پرداخت.۶٫ خلاقیت از طریق بیان احساسات و برداشت های شخصی، غنی تر و عمیق تر می گردد؛ پس می توان با صحبت کردن درباره تجربه ها و تجزیه و تحلیل های شخصی و در میان گذاشتن نقطه نظرات خود با دیگران، به خصوص صاحب نظران و افراد با تجربه، زمینه گسترش و توسعه خلاقیت را فراهم کرد. در بسیاری موارد، بیان، توصیف و گزارش تجربه شخصی، به درک رابطه پدیده ها منجر می شود و رابطه منطقی آنها کشف می شود و همین امر، به یک نوآوری ختم می شود.۷٫ خلاقیت، توسعه آگاهی، توانایی جذب و بهره مندی از همه نعمت های زندگی است.۳ بر اساس آن چه گفته شد، خلاقیت توسعه پذیر است و می توان به کمک بیرون، توانایی درونی فرد را شکوفا کرد. هر فردی با بهره گرفتن از تمام شناخت های قبلی و تمرکز ذهنی داشتن بر آن و تجهیز کردن خود به موتور حرکت و افزایش بعد انگیزشی، خواهد توانست به کشف ویژگی های منحصر به فرد خود اقدام کرده، با در اختیار گرفتن تمام داده ها و نعمت های وجودی، به گسترش این ویژگی بپردازد.بدیهی است که اگر این ویژگی را غیر متأثر از عوامل بیرونی و ارادی بدانیم، هرگز به فکر تعمیق و غنا بخشیدن به آن نخواهیم بود و از آن جا که روان شناسان و متخصصان، این ویژگی را حداقل تا سی سالگی، قابل توسعه و گسترش می دانند، این راهکار، یعنی توسعه آگاهی، توانایی جذب و بهره گیری از تمام امکانات زندگی، نیز مؤثر و کارآمد خواهد بود.مطالعات انجام شده توسط سیسک (۱۹۸۹م.) یکی از روان شناسان حاکی از آن است که اوج خلاقیت در حدود سی سالگی است و پس از آن، در همان حد باقی مانده یا به تدریج کاهش پیدا می کند و به همین خاطر است که توجه به مسئله «آفرینش های ذهنی در دوره کودکی، نوجوانی و جوانی» فوق العاده حائز اهمیت است.۸٫ اوقات فراغت، همواره بستر مناسبی برای خلاقیت هاست. از آن جا که ذهن انسان در اوقات فراغت، به فعالیت موظفی مشغول نیست، انسان می تواند فارغ از قالب های از پیش طراحی شده، پیرامون مسائل مورد علاقه، فعالیت داشته باشد. انسان در اوقات فراغت، می تواند با طیب خاطر و آزادانه اندیشه نموده، در حل مسائلی که در حوزه شناختی او مطرح هستند، از تفکر واگرا بهره گیرد؛ همان تفکر واگرا یا خلاقی که خمیرمایه نوآوری ها و اختراعات بشری است.تحقیقات انجام شده در زمینه ویژگی های افراد خلاق توسط سیسک (۱۹۸۵م.)، نشان می دهد که آنان علاوه بر این که از هوشی سرشار، صداقت، صراحت و انعطاف پذیری برخوردار هستند، از اوقات فراغت خود حداکثر بهره را گرفته، با آزاداندیشی و تفکر واگرا، مسائل مختلف را بررسی می کنند و به راه حل های نو دست می یابند.در واقع، وجود فشار زمان یا فشار وقت در زندگی روزمره، خود زمینه ساز تنش و اضطراب فزاینده است. بدیهی است که وجود اضطراب شدید نیز از آفات تفکر مولد و خلاق است.برای اطلاعات بیشتر از ویژگی های انسان های خلاق، به کتاب «آموزش و پرورش کودکان استثنایی»، نوشته دکتر غلامعلی افروز، از انتشارات دانشگاه تهران، مراجعه کنید.۳٫ همان.آفرینندگی یا آفرینشگری یا خلاقیت، مهم‌ترین و اساسی‌ترین قابلیت و توانایی انسان و بنیادی‌ترین عامل ایجاد ارزش است که در همهخلاقیت، یک فرایند ذهنی است که از فرد معینی و در یک زمان مشخص دیده می شود؛ فرآیندی که در نتیجه آن، یک اثر جدید – اعم از ایده یا چیزی نو و متفاوت – تولید می شود. تولید جدید و متفاوت، می تواند کلامی یا غیر کلامی و عینی یا ذهنی باشد.واقعیت این است که تا کنون، روان شناسان و محققان، برداشت های متفاوتی از این واژه داشته و تعاریف متنوعی از آن ارائه کرده اند. وجود چنین اختلاف نظری، ناشی از ماهیت پیچیده آن است. برخی در تعریف خلاقیت، گفته اند: خلاقیت، ترکیبی است از قدرت ابتکار، انعطاف پذیری و حساسیت در برابر نظریاتی که یادگیرنده را قادر می سازد خارج از نتایج تفکر نامعقول، به نتایج متفاوت و مولد بیندیشد که حاصل آن، رضایت شخصی و احتمالاً خوشنودی دیگران خواهد بود.. در مطالعه پیرامون خلاقیت، به دو نکته مهم زیر باید توجه داشت:۱٫ اول آن که خلاقیت می تواند خلق اشکال یا صورت های جدیدی از ایده ها یا تولیدات کهنه باشد. در این صورت، اغلب فکرها و ایده های گذشته، اساس خلاقیت های تازه است.۲٫ دوم این که خلاقیت امری انحصاری است و حاصل تلاش فردی و تنها یک موقعیت یا مسئله عمومی نیست؛ از این رو، فردی ممکن است چیزی را خلق کند که قبلاً هیچ گونه سابقه ذهنی از آن نداشته باشد؛ اگر چه آن چیز به صورت های مشابه یا کاملاً یکسان قبلاً توسط شخص دیگری و در موقعیت خاصی خلق شده باشد.به عبارت دیگر، فرد خلاق، تمایل دارد که مسائل مختلف را به طرق متفاوت حل کند؛ هر چند در ظاهر، یک راه حل بیشتر برای آن وجود ندارد.با توجه به روشن شدن تعریف خلاقیت، به پاسخ این پرسش می پردازیم که چگونه می توان خلاقیت را توسعه و گسترش داد؛ ولی قبل از آن باید گفت که خلاقیت، امری توسعه پذیر است و همه افراد، از توانایی بالقوه خلاقیت برخوردارند. برای توسعه خلاقیت، به امور زیر توجه کنید:۱٫ از آن جا که خلاقیت، امری فردی و شخصی است و هر کسی متناسب با توانایی های فردی و منحصر به فرد، می تواند به توسعه و گسترش آن اقدام نماید، جهت تقویت این امر، باید به سراغ توانایی های فردی و منحصر به فرد رفت و به ارزیابی آن پرداخت.۲٫ میزان حساسیت در درک مسائل، نقش مهمی در خلاقیت دارد؛ بنابراین، با افزایش و گسترش دقت و حساسیت در درک مسائل، می توان به توسعه خلاقیت فردی کمک کرد.۳٫ بدون شک، آزمایش، تجربه و کنکاش، رابطه مستقیمی با خلاقیت دارند؛ پس برای رشد آن، باید از طریق افزایش تجربه، پژوهش و انجام آزمایش های متنوع و متکثر، اقدام کرد.۴٫ اندیشه تخیلی، یکی از راه های مؤثر در برانگیختن قدرت خلاقیت محسوب می شود؛ زیرا تخیل، نوعی تفکر آزاد است که ضمن آن، ذهن فرد، متوجه حل یک مسئله واقعی، به گونه ای که در عالم خارج وجود دارد، نمی شود؛ بلکه در تخیل، فرد خارج از قیود و هنجارهای موجود، آزادانه آن چه را که تمایل دارد، در ذهن خود تصور می کند. در چنین شرایطی، فرد، هرگز خود را محدود و محبوس در حصار واقعیت ها و امور مشهود و ملموس نمی کند و فارغ البال، هر آن چه را که دلش می خواهد، تصور می کند. یکی از روان شناسان معاصر، به نام هرلاک، خلاقیت را شکلی از تخیل کنترل شده می داند که منجر به نوعی ابداع و نوآوری می شود.از طرف دیگر، یکی از ویژگی های مشترک میان افراد خلاق که مورد قبول همه روان شناسان و محققان این رشته است، وجود قدرت تخیل فوق العاده، در نزد همه کودکان و بزرگ سالان خلاق است.۱۵٫ خلاقیت، با استقلال فکر و اعتماد به نفس همراه است؛۲ از این رو، برای رشد و گسترش خلاقیت، برخورداری از اعتماد به نفس، کاملاً ضروری و لازم است. بنابراین، از طریق رشد و تقویت اعتماد به نفس و بهره گرفتن از روش های متداول و مورد توصیه روان شناسان، می توان به توسعه و رشد خلاقیت فردی پرداخت.۶٫ خلاقیت از طریق بیان احساسات و برداشت های شخصی، غنی تر و عمیق تر می گردد؛ پس می توان با صحبت کردن درباره تجربه ها و تجزیه و تحلیل های شخصی و در میان گذاشتن نقطه نظرات خود با دیگران، به خصوص صاحب نظران و افراد با تجربه، زمینه گسترش و توسعه خلاقیت را فراهم کرد. در بسیاری موارد، بیان، توصیف و گزارش تجربه شخصی، به درک رابطه پدیده ها منجر می شود و رابطه منطقی آنها کشف می شود و همین امر، به یک نوآوری ختم می شود.۷٫ خلاقیت، توسعه آگاهی، توانایی جذب و بهره مندی از همه نعمت های زندگی است.۳ بر اساس آن چه گفته شد، خلاقیت توسعه پذیر است و می توان به کمک بیرون، توانایی درونی فرد را شکوفا کرد. هر فردی با بهره گرفتن از تمام شناخت های قبلی و تمرکز ذهنی داشتن بر آن و تجهیز کردن خود به موتور حرکت و افزایش بعد انگیزشی، خواهد توانست به کشف ویژگی های منحصر به فرد خود اقدام کرده، با در اختیار گرفتن تمام داده ها و نعمت های وجودی، به گسترش این ویژگی بپردازد.بدیهی است که اگر این ویژگی را غیر متأثر از عوامل بیرونی و ارادی بدانیم، هرگز به فکر تعمیق و غنا بخشیدن به آن نخواهیم بود و از آن جا که روان شناسان و متخصصان، این ویژگی را حداقل تا سی سالگی، قابل توسعه و گسترش می دانند، این راهکار، یعنی توسعه آگاهی، توانایی جذب و بهره گیری از تمام امکانات زندگی، نیز مؤثر و کارآمد خواهد بود.مطالعات انجام شده توسط سیسک (۱۹۸۹م.) یکی از روان شناسان حاکی از آن است که اوج خلاقیت در حدود سی سالگی است و پس از آن، در همان حد باقی مانده یا به تدریج کاهش پیدا می کند و به همین خاطر است که توجه به مسئله «آفرینش های ذهنی در دوره کودکی، نوجوانی و جوانی» فوق العاده حائز اهمیت است.۸٫ اوقات فراغت، همواره بستر مناسبی برای خلاقیت هاست. از آن جا که ذهن انسان در اوقات فراغت، به فعالیت موظفی مشغول نیست، انسان می تواند فارغ از قالب های از پیش طراحی شده، پیرامون مسائل مورد علاقه، فعالیت داشته باشد. انسان در اوقات فراغت، می تواند با طیب خاطر و آزادانه اندیشه نموده، در حل مسائلی که در حوزه شناختی او مطرح هستند، از تفکر واگرا بهره گیرد؛ همان تفکر واگرا یا خلاقی که خمیرمایه نوآوری ها و اختراعات بشری است.تحقیقات انجام شده در زمینه ویژگی های افراد خلاق توسط سیسک (۱۹۸۵م.)، نشان می دهد که آنان علاوه بر این که از هوشی سرشار، صداقت، صراحت و انعطاف پذیری برخوردار هستند، از اوقات فراغت خود حداکثر بهره را گرفته، با آزاداندیشی و تفکر واگرا، مسائل مختلف را بررسی می کنند و به راه حل های نو دست می یابند.در واقع، وجود فشار زمان یا فشار وقت در زندگی روزمره، خود زمینه ساز تنش و اضطراب فزاینده است. بدیهی است که وجود اضطراب شدید نیز از آفات تفکر مولد و خلاق است.برای اطلاعات بیشتر از ویژگی های انسان های خلاق، به کتاب «آموزش و پرورش کودکان استثنایی»، نوشته دکتر غلامعلی افروز، از انتشارات دانشگاه تهران، مراجعه کنید.همان.آفرینندگییاآفرینشگری یا خلاقیت، مهم‌ترین و اساسی‌ترین قابلیت و توانایی انسان و بنیادی‌ترین عامل ایجاد ارزش است که در همهٔ ابعاد و جوانب زندگی وی نقش کاملاً حیاتی ایفا می‌کند. خلاقیت و نوآوری از والاترین ویژگی‌های انسان است. همهٔ علوم، تولیدات، فناوری‌ها، صنایع، ابداعات، اختراعات، هنرها، ادبیات، موسیقی، معماری و به طور کلی اساس انواع تمدن‌ها از ابتدا تاکنون و کلیهٔ دستاوردهای بشری، جلوه‌های گوناگونِ خلاقیت و نوآوری است. تمدن انسانی و زندگی وی بدون خلاقیت امکان‌پذیر نیست.تعریف خلاقیتخلاقیت مفهومی است که تعریف‌های آن در طول زمان تغییراتی کرده‌است و پژوهشگران مختلف تعاریف متعددی برای آن ارائه نموده‌اند که البته اشتراک معنایی زیادی دارند.به عنوان مثال تورنس، خلاقیت را به عنوان نوعی مسئله‌گشایی مد نظر قرار داده‌است. به نظر وی تفکرِ خلاقِ مختصر عبارتست از فرایند حس کردن مسائل یا کاستی‌های موجود در اطلاعات، فرضیه‌سازی دربارهٔ حل مسائل و رفع کاستی‌ها، ارزیابی و آزمودن فرضیهها، بازنگری و بازآزمایی آن‌ها و سرانجام انتقال نتایج به دیگران. حمید رجایی خلاقیت را مهارت ذهنی برای تولید ایده تازه می‌داند. همچنین می‌گوید حدس موتور محرکه خلاقیت و علوم است.  خلاقیت شامل تولید چیزی است که هم اصیل و هم ارزشمند باشد و نشأت گرفته از فرایندهای خودآگاه و ناخودآگاه انسان می‌باشد. البته برخی هم معتقدند جان مایه خلاقیت تولید یک ایده است و ارزشمندی امری افزون شده است که در زمینه‌هایی دیگر مانند ارزشمند بودن از نظر تجاری سازی، فرهنگ، علم، فناوری و سایر زمینه‌ها مطرح می‌شود. اما به لحاظ روانشناختی، توانایی (به مثابه یک مهارت تقریباً قوام یافته) نوفهمی و ساخت ایده نو و تازه، تمام جوهر خلاقیت است. از دیدگاه یک دیدگاه علمی محصولات تفکر خلاق گاهی اوقات به تفکر واگرا ارجاع داده می‌شود. همانند دیگر پدیده‌ها در علم یک دیدگاه یا تعریف یگانه از خلاقیت وجود ندارد و به طور متنوع به موارد زیر منسوب شده‌است: فرایند شناختی، محیطی اجتماعی، ویژگی فردی، شانس و همچنین مواردی مانند نبوغ، بیماری‌های روانی و شوخ‌طبعی پیوند داده شده‌است.تعریف مناسب دیگر فرایند فرضیات شکسته است تفکرات خلاق زمانی تولید می‌شود که شخص پیش‌فرض‌ها را کنار گذاشته و یک دیدگاه جدیدی را جستجو کند که دیگران به آن نپرداخته‌اند. خلاقیت نیاز به حضور همزمان تعدادی از ویژگی‌ها از قبیل هوش، پشتکار، غیرمتعارف بودن و توانایی تفکر به سبکی خاص دارد. خلاقیت، خودکار و بدون زحمت و تلاش است و غالباً همچون تصورات ذهنی خودانگیخته به وجود می‌آید. برای آن مراحلی توسط هلم هولتز و والاس پیشنهاد شده‌است: ۱-آمادگی ۲-دوره نهفتگی ۳-الهام ۴-تحقق.فرایند خلاقیتبعد از تعریف خلاقیت و درک چیستی آن، می‌بایستی با فرایندی که برای دستیابی به راه حل‌های خلاقانه طی می‌شود، آشنا شویم. فرایند حل خلاقانه مسائل، دارای الگویی شش مرحله‌ای است.مرحله اول: حقیقت یابیحقیقت یابی شامل گام‌های زیر است

دانلود فایل