بررسی تعلیم و تربیت اسلامی از دیدگاه معصومین علیه السلام

بررسی تعلیم و تربیت اسلامی از دیدگاه معصومین علیه السلام

بررسی-تعلیم-و-تربیت-اسلامی-از-دیدگاه-معصومین-علیه-السلامدانلود رساله پایان نامه بررسی تعلیم و تربیت اسلامی از دیدگاه معصومین علیه السلام ۷۲ ص فرمت WORD  فهرست مطالبفصل اول :      6 مقدمه      7   تعریف موضوع تحقیق       8سؤالهای ویژه تحقیق       9روش تحقیق       9اهمیت و ارزش تحقیق     10معنی لغوی تربیت     10تربیت از نظر اصطلاحی     11معنی تعلیم     11معنی لغوی الگو    11معنی اصطلاحی    11فصل دوم     12سابقة موضوع تحقیق     13ضرورت و اهمیت تعلیم و تربیت      14تعلیم و تربیت در اسلام         15مهمترین مراکز تعلیم و تربیت      16دین چیست؟      17ویژگیهای روش اسلامی ۱۹تعریف تربیت ۲۰ویژگیهای تعلیم و تربیت اسلامی ۲۱تفاوتهای فردی از نظر قرآن کریم ۲۵انواع وراثت ۲۷ ویژگیهای رفاقت جوانان ۳۱مراحل تربیت ۳۲اهمیت تربیت کودک در خردسالی ۳۳پرورش ایمان و اخلاق ۳۳اهمیت رورش و تربیت اسلامی ۳۴ احترام به شخصیت کودکان ۳۵نتایج کرامت و یا حقارت شخصیت ۳۷تحولات فرهنگ و تعلیم و تربیت ۳۸احتیاجات جامعه و تعلیم و تربیت ۴۰فلسفه اجتماعی و تعلیم و تربیت ۴۱تنبیه غیر بدنی ۴۲تشویق ۴۶نیاز کودکان به تحسین ۴۹آیا تربیت امکان پذیر نیست ۵۰روش الگویی ۵۲تربیت در گذشته ۵۳تعلیم و تربیت نوین ۵۴بازیابی فکری ۵۵اجتماعی ساختن محیط تربیتی ۵۵تحول تربیتی چگونه به وجود آمد؟ ۵۶پرورش اخلاقی ۵۸تربیت اجتماعی ۵۹نقش بازی در تربیت ۶۰مسؤولان تربیت و مسؤولیت سنگین آنها ۶۱عوامل مؤثر در تربیت و ضرورت هماهنگی بین آنها ۶۲فصل سوم ۶۴روش تحقیق ۶۵روش جمع آوری اطلاعات ۶۵فصل چهارم ۶۶یافته های تحقیق ۶۷فصل پنجم ۶۸پیشنهادها ۶۹ فهرست منابع ۷۰ 

دانلود فایل

مقاله سحر و جادو

مقاله سحر و جادو

مقاله-سحر-و-جادودانلود مقاله سحر و جادو  21 ص فرمت word  فهرست مطالب: دفع سحر و ساحردرمان و ابطال سحرگشودن مردان و زنانگشايش بخت دختران و پسرانآداب و دعاهاي دفع بلااستفاده از تربت امام حسين (ع)انگشتر عقيق در دست كردنصدقه دادنچند نكته:قرباني كردن عقيقه كردندعاهاي دفع بلامنابع و مآخذ 

دانلود فایل

مقاله عالم برزخ

مقاله عالم برزخ

مقاله-عالم-برزخدانلود مقاله عالم برزخ ۷۰ ص فرمت WORD  فهرست مطالبپيشگفتار ۱عالمى به نام عالم برزخ ۳برزخ منزلگاه موقت ۱۹حيات پس از مرگ ۲۶مكالمه ‏ميان فرشتگان و مردگان ۲۸مؤمن آل ياسين ۳۰تعبير قرآن درباره مرگ ۳۴برزخ ۳۷دسته‏بندى انسانها ۴۱مردن، يك امر وجودى ۴۳دنيا، برزخ، قيامت ۴۴حقيقت ‏برزخ ۴۵چند آيه قرآنى كه دلالت‏بر’برزخ’دارند ۵۵پس از مرگ تا قيامت كبرى ۶۰نتیجه گیری : ۶۸منابع و مآخذ ۷۰

دانلود فایل

تحقیق درباره جهانی شدن معنویت و ظهور حضرت مهدی (عج)

تحقیق درباره جهانی شدن معنویت و ظهور حضرت مهدی (عج)

تحقیق-درباره-جهانی-شدن-معنویت-و-ظهور-حضرت-مهدی-(عج)فهرست مطالبمقدمه جهانی شدن چیست؟جهانی شدن و هویتهویت جهانی شدن و فرهنگازجمله عوامل زیر ساختی که سبب تغییر فرهنگها می شود می توان به موارد زیر اشاره کرد: ۱–نوگرایی ونوآوری:۲-پذیرش اجتماعی:۳-طرد انتخابی.۴-تلفیق وانتخابجهانی شدن و فرجام جهان اسلامدیدگاه‌های متفاوت و متضاد درباره جهانی‌شدندیدگاه اول:دیدگاه دوم:دیدگاه سوم:نقد و نظر:ویژگی‌ها و مشخصه‌های مهم جهانی‌شدن۱-ارتباطات متقابل۲-تشدید و تقویت آگاهی۳-سرعت فزاینده و گسترده ارتباطات و مبادله اطلاعات۴-کلّیت و گستره تأثیرات۵- چند بعدی و پیچیدگی۶-جهانی‌شدنجهانی‌بودن و جهانی‌شدن اسلامبرخی از این زمینه‌ها و قابلیت‌ها عبارتند از:ویژگی‌های جهانی‌شدن اسلام۱-جامعیت و کامل بودن:۲-ذاتی بودن جهان‌شمولی اسلام:۳-الهی و فطری بودن اسلام:۴-ارادی و درونی بودن تحوّل فردی و اجتماعی در اسلام:۵-دعوت به علم و عقلانیت:وجوه تفاوت و تمایز جهانی‌بودن اسلام و جهانی‌شدن کنونیالف. تکیه بر عقلانیت بشری و علم اثبات‌گرایانه.ب. اومانیسم(انسان‌محوری)ج. لیبرالیسم(تأکید بر آزادی مطلق انسان)د. سکولاریسم(تأکید بر استغنای بشر از دین)در مقابل، مبانی جهانی‌سازی اسلامی‌‌(مهدوی) عبارتند از: الف‌ـ فطرت‌گرایی. ب‌ـ ارج نهادن به عقل و علم. ج‌ـ اعتقاد به وجود رابطه جهان هستی با مبدأ. د‌ـ غایتمندی نظام آفرینش و به ویژه انسان. ه‌ـ اصل قانونمندی نظام تکوین و تشریع(اصالت تشریع و اصالت دین) و‌ـ استمرار و تداوم نظام هدایت و رهبری الهی. ز‌ـ اصل کرامت الهی انسان. ح‌ـ اصل حاکمیت ارزش‌های الهی. ط‌‌ـ اصل آزادی و حق حیات و بهره‌مندی همه انسان‌ها از مواهب طبیعی. ی‌ـ اصل عزّتمندی و شرافت و نفی سلطه دیگران. ک‌ـ اصل حق انتخاب راه و حق رشد و تعالی که از لوازم اصل کمال‌طلبی فطری است.اسلام و جهانی‌شدن؛ چالش یا تعامل؟چالش‌های فراروی جهان اسلام۱-ابهام و اختلاف در مواجهه با فرایند جهانی‌شدنمسئله جامعه مصنوعی(جهان مجازی)۳-ارتباطات و اطلاعات۴-چالش بر سر هویت دینی امّت اسلامی‌‌۵-برخورد یا گفت‌وگوی تمدن‌ها و فرهنگ‌هااستراتژی جهانی‌شدن اسلام۱-راهبردهای فرهنگیالف. بازگشت به اسلام اصیل:ب. شناخت مسلمانان نسبت به وظیفه خود:ج. شناخت تمدن غرب:۲-راهبردهای علمی‌‌ و فنیالف. توجه به اهمیت علم و عقل‌گرایی:ب. شکستن تمرکز و انحصار قدرت‌های بزرگ بر فناوری‌های ارتباطی:۳-راهبردهای اقتصادی۴-راهبردهای سیاسیجهانی شدن و هویت ایرانی-اسلامی:نتیجه‌گیریمنابع       مقدمه «جهانی‌شدن» فرایندی است که در پی برخی تحوّلات جهانی و پیشرفت‌های علمی‌‌ و فنی در حوزه ارتباطات و رسانه‌ها و تسهیل و تشدید روابط و تعاملات بین ملت‌ها در زمینه‌های گوناگون، ظهور و بروز پیدا کرده است. این جریان به صورت فراگیر در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جوامع بشری را درگیر مسائل مشترک و فراگیر و چالش‌های گوناگون نموده و انسان‌ها را با دنیای دگرگون‌ شونده، سیال، گیج‌کننده، نفوذپذیر و غیرمتعین و ناآشنا و فاقد حد و مرز و غیرقابل کنترل، و پیچیده مواجه ساخته است. یکی از مهم‌ترین تأثیرات آن، تأثیر بر وضعیت فرهنگ‌ها و ادیان است. از این‌رو، جهانی‌شدن برای جوامع اسلامی‌‌ به عنوان یکی از دغدغه‌های مهم و چالش‌برانگیز به شمار می‌‌‌رود. این مسئله، که در عصر جهانی‌شدن، اسلام به منزله یک دین و فرهنگ جهانی، چه نوع مواجهه و رابطه‌ای می‌‌‌تواند با جهانی‌شدن کنونی داشته باشد.انسان موجودی است تاثیر پذیر ومتغیر،موجودی است که هرگاه درشرایط جدید قرار گیرد بلافاصله خودرا با آن محیط وفق می دهد . با توجه به شرایط جهانی که درآن زندگی می کنیم وویژگیهای این جهان ، می بینیم محیطی است که همواره درحال تغییرات است ، پس اگر انسان قرار باشد ازتمام این تغییرات تاثیر پذ یرد هویت واقعی خود را ازدست می دهد. دراین مجموعه برآنیم تا یکی ازاین تغییرات کلی ، یعنی جهانی شدن را بررسی کنیم وتاثیر این پدیده را برفرهنگ ، هویت وادیان جویا شویم .در سال‌های اخیر، درباره جهانی‌شدن و تأثیرات و پیامدهای آن، از سوی پژوهشگران تحلیل‌ها و مباحث گسترده‌ای مطرح شده است. هر یک از اندیشمندان و نظریه‌پردازان کوشیده است تا ابعاد گوناگون این پدیده نوظهور را مورد بررسی و تحلیل قرار داده و تبیینی علمی‌‌ از این موضوع مهم ارائه دهد. برخی از اندیشمندان معاصر، همچون گیدنز، که از مدافعان سرسخت مدرنیته و از منتقدان پست مدرنیته به شمار می‌‌‌رود، در تحلیل گفتمانی خود، جهانی‌شدن را به عنوان «جهانی‌شدن مدرنیته» تفسیر نموده و جهانی‌شدن را ذاتی مدرنیته به شمار آورده است. ملک لوهان و برخی دیگر از نویسندگان، که در زمینه جهانی‌شدن نظر دارند، به دو چشم‌انداز جهانی‌شدن توجه کرده‌اند:۱٫     فرایند جهانی‌شدن از منظر روابط بین‌الملل و ارتباطات.۲٫     جهانی‌شدن از منظر نظریه نظام واحد جهانی.آلوین تافلر (Alvin Toffler)نیز در کتاب موج سوم، جهانی را ترسیم کرده است که در آن ضرورت همراهی و سازگاری با فرایندهای ناشی از برخورد امواج تاریخ آشکار می‌‌‌شود.[۱] آلدوس‌هاکسلی نیز در کتاب دنیای شگفت‌انگیز نو، فرایند جهانی‌شدن را به گونه‌ای ترسیم می‌‌‌کند که در آن انسان‌ها، در یک حکومت واحد جهانی، که با نظمی‌‌ آهنین همه چیز را تحت کنترل و نظارت دارد، محصور می‌‌‌شوند و خودآگاهی و جهان‌آگاهی آنها با این تصویر تخیل‌گونه از جهان پیوند می‌‌‌خورد و انسان و جهان اندیشه و فرهنگ او دچار استحاله می‌‌‌شوند. یکی دیگر از کسانی که در زمینه جهانی‌شدن تحقیقات گسترده‌ای انجام داده امانوئل والرشتاین، جامعه‌شناس آلمانی، است. وی معتقد است: «جهانی‌شدن فرایند شکل‌گیری شبکه‌هایی است که طی آن، اجتماعاتی که پیش از این در کره خاکی دور افتاده و منزوی بودند، در وابستگی متقابل و وحدت جهانی ادغام می‌‌‌شوند.» [۲]وی با طرح نظریه «نظام جهانی» روابط بین‌المللی را به شکل نوعی همگرایی و یکپارچگی‌ میان ‌دولت‌ها ترسیم می‌‌‌کند. بر اساس تحلیل والرشتاین، وجود نظام جهانی به معنای پذیرش یک راهبرد مشترک و همگرایی از روی الزام و ضرورت‌است، نه ‌از باب تعامل و تفاهم مشترک. [۳]رابرتسون، از برجسته‌ترین اندیشمندان در حوزه جهانی‌شدن، نیز یکپارچه شدن جهان را ناشی از یک عامل ـ مثلاً، تمدن غرب یا امپریالیسم ـ نمی‌‌‌داند، بلکه وی عوامل اصلی تغییرات در جهان حاضر را مجموعه‌ای از عوامل می‌‌‌داند، نه یک عامل. از نظر او، عواملی همچون جامعه جهانی، بشریت، اندیشه ترقّی، علم و فناوری همه از عوامل جهانی‌شدن محسوب می‌‌‌شوند. [۴] ایزابل مونال، که با گرایش‌های مارکسیستی به تحلیل تحوّلات جهانی می‌‌‌پردازد، می‌‌‌گوید: «واقعیت این است که جامعه‌ای واحد در مقیاس بشریت، به معنای ایجاد نابرابری در سطح جهان و سیطره یک حکومت بر همه جهان است.»  یکی دیگر از کسانی که با رویکردی متفاوت و چالش‌برانگیز به تحلیل جهانی‌شدن و جهانی‌سازی پرداخته، فرانسیس فوکویاما است. وی با طرح نظریه «پایان تاریخ»، پیروزی فرهنگ سرمایه‌داری غرب را پیش‌بینی نموده است. وی جهانی‌شدن را به معنای «گسترش فرهنگ غربی و سیطره تمدن آمریکا بر جهان» می‌‌‌داند و از آن به عنوان «پایان تاریخ» تعبیر می‌‌‌کند. اسکات لَش و جان یوری نیز بر مبنای گرایش‌های پست‌مدرنیستی، جهانی‌شدن را از شاخصه‌های بارز دوران پسامدرنیته تلقّی نموده‌اند. [۵] پیش از ورود به بحث اصلی، لازم است به تبیین دقیق مفهوم «جهانی‌شدن»، «جهانی‌سازی»، و تفاوت‌های این مفاهیم کلیدی بپردازیم.      جهانی شدن چیست؟جهانی شدن یکی ازمهمترین مسائلی است که امروزه ذهن بسیاری ازدانشمندان واندیشمندان سیاسی، اقتصادی وسایر علوم را به خود معطوف کرده است. ابعاد مختلفی که این پدیده نوظهور دارد باعث شده است که درک صحیحی ازاین موضوع مشکل ودشوار باشد ونتوان تعریف روشنی ازآن کرد. ازدیگر مشکلاتی که جهانی شدن بوجود آورده است، تاثیرات مختلفی است که برکشورها وجوامع بشری می گذارد. تاثیرات بسیاری در زمینه اقتصادی، سیاسی، فرهنگ وادیان وسایر زمینه های دیگر که ممکن است کوچک شمرده شوند اما تاثیرات عمیق وقابل توجهی را درپی خواهد داشت. حال سئوالاتی مطرح می شود که این پدیده یعنی جهانی شدن را چه عاملی بوجود می آورد، آیا عامل سازنده آن نظام سرمایه داری جهان است یا قدرتهای پیشرفته وصاحب نفوذ وآیا اینکه تمام کشورها ناگزیر ازپیوستن به چنین مجموعه ای هستند یا میتوانند ازآن بگریزند. [۶]البته درزمینه جهانی شدن نظریات ومقالات گسترده ای نوشته شده که عده ای درصدد تایید آن وبرخی درپی نفی آن بوده ونقاط ضعف آن را بیان کرده اند.اینک با توجه به مطالب گفته شده بهتر است تعریفی اجمالی از آن ارائه دهیم اگر چه نمی توان تعریفی ارائه داد که قابل قبول همه باشد: جهانی شدن، فرایندی است که به موجب آن دولتها ی مختلف جهان به یکدیگر نزدیک ووابسته می شوند و برحوادث ووقایع درزمان کوتاه درمکانهای دور تاثیر می گذارند. این موج تازه به وسیله رسانه های پیشرفته همه مرزهای جغرافیایی وتاریخی ومذهبی وملی را می پیماید وزندگی فردی واجتماعی ملتهای جهان را تحت تاثیر قرار می دهد.  [7] اصولا جهانی شدن خود بخود و طبیعی به سوی محقق شدن پیش می رود واین اعمال قدرت کشورهای قوی است که پدیده جهانی شدن را ازروند طبیعی خود خارج کرده است.درغیراینصورت حتی کشورهای ضعیف وعقب مانده نیز می توانند درروند نقش داشته باشد. چرا که زمانی که جهانی شدن بطور کامل تحقق یابد می توان بوسیله ابزار بسیار ساده، اطلاعات کافی ومورد نیاز خودرا به دست آورد.اما همواره عواملی هستند که براین پدیده تاثیر گذارهستند وازاینکه تمامی کشورها بتوانند دراین روند سهیم باشند جلوگیری می کنند.دراینجا به دو علت به این عوامل اشاره می کنیم:الف) اولین عامل را می توان درعقب ماندگی کشورها ونابرابربودن امکانات وتوانمندیها دانست. ازآنجا که بیشتر امکانات اطلاع رسانی دراختیار کشورهای قدرتمند وسرمایه دار وجود دارد بنابراین دسترسی به تمامی کشورها به این ابزار محدود می شود پس طبیعی به نظر می رسد که فقط کشورهای سرمایه داری تاثیرات عمیق درپدیده جهانی شدن داشته باشند.ب) مادی گرایی غرب درروند جهانی شدن: اصولا مسیری که اکنون درجهانی شدن طی می شود ومنتهی به نظام سرمایداری است. آمریکا ازکشورهایی است که ازاین مسیر حمایت می کند، زیرا اگر این روند اینگونه که هست طی شود، کشورهای مصرف کننده ووابسته را بوجود می آورد که بسیار به نفع آمریکا ونظام سرمایداری است. بنابراین با حذف کامل بلوک شرق زمینه برای ظهور وخود نمایی غرب به طور کامل فراهم آمده است. اگر غرب این روند را طی کند وکشورهای جهان سومی فکری برای توقف این روند ناصحیح نکند نتیجه ای جز عقب افتادگی، تهاجم فرهنگی وتحمیل سیاسی وبسیاری ازمشکلات نخواهد بود، چه آنکه هم اکنون آثار زیادی از این پدیده درجهان دیده می شود من جمله اشغال کشورها، تحریمهای اقتصادی، بالا وپایین رفتن قیمت نفت که تمام این موارد زیر نظر نظام سرمایه داری جهان قرار دارد.  [8]جهانی شدن و هویتسعی و کوشش برای ساختن هویتها وحفظ آنان دربرابر هجمه ها دردستورالعمل هرمکتبی قرار دارد. لذا سعی وکوشش خود را به کار می برند تا این معیار مهم انسانی را به نحو مطلوب حفظ وبازسازی نمایند.درتعریفی که می توان ازهویت بیان کرد می توان گفت: هویت یک عنصر مبارزه درفرد است که فرد را دربرابر هجوم های د یگران تجهیز می نماید.حال با توجه به مفهوم جهانی شدن باید ببینیم این پدیده چه تاثیری برهویت انسانی خواهد داشت وآیا این تاثیرات مثبت ویا منفی هستند ؟دراین زمینه باید ازدو جهت درمورد مسئله هویت بحث شود یکی دربعد هویت ودیگری درمسئله ارتباط جهانی شدن با مسئله هویت.  [9][1] علی‌اصغر کاظمی، جهانی‌شدن فرهنگ و سیاست، ۱۳۷۹، ص ۱۶/ ص ۱۷٫[۲] امانوئل والرشتاین، «سیاست و فرهنگ در نظام متحوّل جهانی»، مطالعات راهبردی ۱۳، ص ۲۷۰٫[۳] کیت نش، جامعه‌شناسی سیاسی معاصر، ۱۳۸۰، ص ۸۲٫[۴] چنگیز پهلوان، فرهنگ‌شناسی و گفتارهایی در زمینه فرهنگ و تمدن، ۱۳۸۰، ص ۴۲۳٫[۵] کیت نش، جامعه‌شناسی معاصر، ۱۳۸۰، ص ۷ـ۱۳٫[۶] عبدالرضا پویا، مقاله چالشهای فرهنگ ایرانی با جهانی شدن، نگاه حوزه ۹۸-۹۹، چاپ ۱۳۸۲ ص۳۹ تا ص۴۲[۷] جلیل مسعودی فر: مقاله حفظ فرهنگ ایرانی اصلاح درفرایند جهانی شدن، جهانی شدن ودین، قداستها وچالشها، محمد جواد صاحبی، ۱۳۸۲ ص۳۱۷[۸] علی اکبر حصاری، به سوی حکومت جهانی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، چاپ ۱۳۸۲ ص۷۲-۷۳-۷۴[۹] محمد حسین پژوهنده: مقاله جهانی شدن ومسئله هویت، نگاه حوزه ۹۹-۹۸ چاپ ۱۳۸۲ ص۶۵

دانلود فایل

تحقیق درباره خطبه غراء

تحقیق درباره خطبه غراء

تحقیق-درباره-خطبه-غراء فهرست مطالبعنـــــــوانصفحهچکیده:۱مقدّمه۲مفهوم و معنا شناسی تقوی در لغت۴معنا و مفهوم تقوی از نظر اصطلاحی۴بررسی ، شرح و تفسیر خطبه ۸۵ نهج البلاغه به نام غرّاء (توصیه به تقوا )۵حکمت عالیه ی مثل هایی که خداوند در قرآن برای انسان هاآورده است۵آن تقوای الهی که همه ی نقص ها و عیوب را منتفی سازد وراه کمال را پیش پای آدمی هموار می نماید۵برای وصول به آن هدفی که غرض و غایت زندگی است ، تقویضرورت دارد۷تفکر در درون ، تکاپو در اعضاء جسمانی و شب بیداری برایبیداری عقل و وجدان۸فرح و شادی در بشارت رهائی از زنجیر گرانبار زندگی دنیویاست و همواره به پیش نگریستن و حرکت به پیش نمودن۸برای تقوی که عمل به اصل الاصول است اجتناب از آرایش هاو اغواهای شیطان مطرود ضرورت دارد۹ترجمه و تفسیر فیض الاسلام از خطبه ی غراء۹نتیجه گیری۱۰۱۰منابع۱۱ چکیده:          کتاب ارزشمند نهج البلاغه که سخنان گهربار حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)‌را در خود جای داده ، همانند دریایی است که همه ی اجزای آن از سبک و اسلوب واحدی برخوردار می باشند و پاره ای از آن مخالف پاره ای دیگر نیست. هطبه های این کتاب حیرت آور که در موضوعات اخلاقی ، اعتقادی،‌ سیاسی و تاریخی ایراد شده ،‌از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است.          خطبه ی « غرّاء »‌که در موضوعات اخلاقی و اعتقادی بیان شده، از لطف تعبیر ، حُسن ترکیب و زیابیی لفظ و معنی والایی برخوردار می باشد. در این اثر که به طور ویژه مسئله ی توصیه به تقوا مورد بررسی قرار گرفته است،‌مباحث عقلی و عرفانی با روش کتابخانه ای بهره جسته ام که شامل: مقدمه ،‌ متن اصلی و در پایان نتیجه گیری می باشد. کلیده واژه ها: نهج البلاغه ،‌خطبه ی غرّاء ، تقوا ، صیانت ذات                 مقدّمه:          نهج البلاغه بعد از قرآن، فصیح ترین و بلیغ ترین کلام می باشد که حیرت و شگفتی همگان را برانگیخته است. امیر فصاحت و بلاغت ،‌چنان با هنرمندی خارق العاده ، لب به سخن گشوده که مخالفان و معاندان هم در برابر او سر تسلیم فرود آورده ، به عجز و ناتوانی خود اعتراف نموده اند. نهج البلاغه که توسط سید رضی (رحمه الله)‌گردآوری شده ، ۲۴۱ خطبه را در موضوعات اخلاقی ، اعتقادی ،‌ سیاسی و تاریخی در خود جای داده است. خطبه ی ۸۳ با نام « غراء » در موضوعات اعتقادی و اخلاقی چون سفارش به پرهیزکاری ، وصف دنیا و قیامت و عبرت از مرگ ایراد شده است.          هدف پژوهش،‌بیان سفارش حضرت علی (علیه السلام) درباره ی تقوا و پرهیزکاری می باشد. که اگر این امر تحقق یابد ،‌راه برای گام نهادن در پله های ترقی و قرب به محبوب باز می شود. تقوا یکی از راههای مداوای نفس اماره است. حضرت علی (علیه السلام) در خصوص این دژ محکم برای مصون ماندن از خطا و لغزش می فرمایند:« اِعْلَموا عِبادَاللهِ ! اَنَّ التَّقْوی دَارُ حِصْنٍ عزیزٍ ، و الفُجُور دَارُ حِصْنٍ ذَلیلٍ لایَمْنَعُ اَهْلَهُ ، وَ لا یُحْزِرُ مَنْ لَجَاَ آِلیهِ،‌ألا و بِالتَّقوی تُقْطَعُ الْخَطایا. » [۱]ای بندگان خدا بدانید! تقوا قلعه ی محکم و نیرومند است؛‌امّا بدانید بدکاری و گناه حصاری است سست و بی دفاع،‌که اهلش را از بدی باز نمی دارد و کسی که به آن پناهنده شود، نگه داری اش نمی کند،‌آگاه باشید،‌! با تقوا می توان زهر گناهان را از بین برد.          تقوا در واقع پاسبانی است که اگر از او مراقبت کنیم، پاسبانی است که اگر از او مراقبت کنیم، پاسبان حرم دل خواهد بود. لذا نفس اماره نمی تواند آسیبی به قلب و عقل بزند. بنابراین انسان، با تقوا و یاد خدا است که وسوسه ها را می شناسد و اسیر دام شیطان و نفس اماره نمی شود. حضرت علی (علیه السلام) پرورش یافته ی مکتب وحی می باشد و در سایه قرآن کریم زندگی و سخنان خود را بر اساس آن بنا کرده است.          در خطبه ی غراء به موردی از آیات الهی پیرامون موضوع تقوا اشاره می کنیم:« البسکم الریاش» یاد آور آیه ی « یا بَنی ءَادَمَ‌قَدْ اَنْزَلنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُّوَارِی سَوْءَاتِکُمْ وَ ریشاً و لِباسُ التَّقْوَی ذلِکَ خَیْرٌ ذلِکَ مِنْ ءَایاتِ اللهِ لَعَلأَهُمْ یَذّکَرُونَ »[۲] .[۱] نهج البلاغه – خطبه ی ۱۵۷[۲] سوره ی اعراف ، آیه ی ۲۶

دانلود فایل

تحقیق درباره خدا شناسی و راههای خداشناسی

تحقیق درباره خدا شناسی و راههای خداشناسی

تحقیق-درباره-خدا-شناسی-و-راههای-خداشناسیفهرست مطالب 3-1- مقدمه۳-۲- خدا کیست ؟۳-۳- خداشناسي۳-۴- شناخت موجود بودن خدا۳-۵- شناخت اوصاف و افعال الهي۱٫ فطرت خداخواهی و خداجویی:۲٫  راه علم و طبیعت:۳٫ راه عقل خالص و فلسفی:راه اول: براهین وجود شناختیراه دوم: براهین جهان شناختی راه سوم: براهین غایت شناختیراه چهارم: براهین اخلاقیراه پنجم: براهین از راه وقایع و تجارب خاصراه ششم: راه احتمالاتراه هفتم: اجماع عامراه هشتم: درجات کمالراه نهم: براهین عرف پسند۳-۶- برهان فطرت۳-۷- برهان نظمبا توجه به آنچه گفته شد با اثبات برهان ضرورت و امکان این موارد ثابت می شود:۱-     اثبات وجود داشتن خدا۲-     اثبات اینکه خود خدا نیاز به آفریننده ندارد۳-     اثبات بی نیاز مطلق بودن خدا۳-۸- برهان یگانگی خدا۳-۹- برهان بساطتِ ذات خدا (احدیت):۳-۱۰- برهان وحدانیت و یگانه بودن خدا:۳-۱۱- دلیلی ساده در اثباتِ بنده بودن و خدا نبودنِ حضرت عیسی (ع) :۳-۱۲- خدا شناسی از منظر نهج البلاغه۳-۱۲-۱- فرمایشات حضرت امیرالمؤمنین علی (ع)۳-۱۲-۳- مراتب خداشناسی             3-1- مقدمهبراهین اثبات خدا دارای سطوح گوناگونی هستند. برخی براهین مثل برهان حدوث و برهان نظم برای همه ی سطوح فکری قابل ارائه اند و نیاز چندانی به مقدّمات دیر فهم ندارند. لکن اینگونه براهین برای افراد شکّاک مناسب نیستند ؛ برخی دیگر از براهین نیز وجود دارند که مقدّمات آنها در حدّ متوسّطند مثل برهان حرکت و برهان فطرت یا برهان عشق و محبّب ؛ امّا برخی دیگر از براهین هم وجود دارند که مبتنی بر مقدّماتی دقیق و بسیار دیر فهمند مثل برهان وجوب و امکان و برهان صدّیقین. لذا نیاز است که قبل از ذکر براهین دقیق به اجمال ، مطالبی در مورد چیستی خدا گفته شود تا تصوّری روشن از خداوند به وجود آید ؛ و پس از آن دریابیم که براهین اقامه شده در صدد اثبات چه موجودی هستند.             3-2- خدا کیست ؟چون شناخت خدا و خداگرایی یک امر فطری است ، بشر از بدو آفرینش و خلقت بشر گرایش به خدا را داشته است . امروزه آمار نشان می دهد که در امریکا ۹۸  درصد مردم اعتقاد به خدا و حتی به معاد دارند . تعداد کسانی که در مقابل خدا ایستاده اند ، تعدادشان خیلی اندک است و از نظر کمی قابل مقایسه با کسانی که اعتقاد به خدا داشته اند قابل مقایسه نیست . در ضمن کسانی که در مقابل خدا ایستاده اند لزوما منکر خدا نیستند . وقتی اسپینوزا مباحث خودش را مطرح می کند یهودیان او را مرتد اعلام می کنند . او تصویر یهودیت را از خدا نفی می کند . ولی به خدا اعتقاد دارد . او یک تصویر عرفانی و دقیقی را از خدا ارائه می کند. الهیون و ملهدین در یک ترازو نیستند . عمده ی انسانها به خدا اعتقاد دارند . ممکن است که تصویرهای آنها متفاوت باشد . گفته می شود که بعضی از مردم هند ملهد هستند . خیر این طور نیست ، آنها هم به خدا اعتقاد دارند ولی یک تصویری خاصی از خدا دارند . مثلا در بیست سال پیش در لندن یک مسجد بزرگی بود که عربستان آنرا ساخته بود. ولی الان در شهرهای مختلف مساجد زیادی ساخته شده است و ما توسعه ی اسلامی را در لندن ، آلمان و فرانسه می بینیم  و اینکه می بینیم در لندن کلیساها غبار آلود شده است دو تفسیر دارد . یک تفسیر این است که مردم بی دین شده اند و یک تفسیر این است که به ادیان دیگری گرایش پیدا کرده اند. گاهی اوقات ممکن است که آنها به کلیسا گرایشی نداشته باشند ولی به مسیحیت باور دارند . تحقیقات میدانی که انجام شده  نشان می دهد که اکثریت مردم اعتقاد به خدا را دارند ولو اینکه تصویرشان از خدا متعدد باشد . حالا تصویر ما از خدا چیست؟ فیلسوفان خدا را به واجب الوجوب تعبیر می کنند . واجب الوجوب یعنی وجود هستی که وجودش عین ذات اوست و از بیرون این وجود بر آن عارض نشده است و چون عین هستی است و هیچ نقصی ندارد ، لذا جامع جمیع کمالات هم هست . ساده تر آن یعنی هستی کامل . هستی که عین کمال است و هیچ نقصی در او راه ندارد .    3-3- خداشناسيگاه ممكن است خداشناسي به معناي «شناخت ذات خداوند گرفته شود» آيا خداشناسي به اين معنا امكان دارد؟ پاسخ به اين مطلب در نظر متكلمان و حكماي الهي منفي است و دلايل عقلي و نقلي فراواني وجود دارد كه شناسائي ذات خداوند نه تنها براي انسان بلكه براي هيچ مخلوقي امكان پذير نيست و خلاصة دليل عقلي بر اين مدعا آن است كه ذات خداوند نامتناهي و مطلق است و ساير موجودات محدود و متناهي‎اند از طرفي شناسائي و علم و ادراك، يك نوع احاطه بر معلوم است و موجود محدود نمي‎تواند بر موجود نامحدود احاطه يابد. ممكن نيست مخلوقات خداوند بر ذات او آگاهي يابند. بنابراين، نه تنها كنه ذات الهي براي ما ناشناخته است بلكه اساساً چنين شناختي ممتنع به شمار مي‎آيد.۳-۴- شناخت موجود بودن خدامرحله ديگر خداشناسي اين است كه بدانيم خدا هست و اين شناخت سبب مي‎شود كه انسان از صف ملحدان و شكاكان جدا شود و در صف خداشناسان و متألهان قرار گيرد و اين نوع شناخت نه تنها براي ما امكان دارد بلكه پايه و اساس سطوحِ ديگرِ خداشناسي است.۳-۵- شناخت اوصاف و افعال الهيمرحله ديگر خداشناسي آگاهي از اوصاف و افعال خداوند است پس از آنكه انسان اصل وجود خداوند را پذيرفت درصدد شناخت تفصيلي اوصاف و افعال او بر مي‎آيد .انسان در طول تاریخ راههای متفاوت و متعددی را برای رسیدن به خدا و اوصاف و افعالش کشف و طی کرده است. این راهها توسط متفکران شرق و غرب تفصیلاً مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. برخی راههای بشر به سوی خدا را سه راه اصلی می­دانند و بعضی هشت راه و گروهی هم نه راه. طبق یک نظر بطور کلی شاه­راههای خداشناسی بر سه نوع است: 1. راه دل یا فطرت 2. راه حس و علم یا راه طبیعت 3. راه عقل یا فلسفهکه در صفحه بعد توضیح داده می شود:۱٫ فطرت خداخواهی و خداجویی: نوعی جاذبه معنوی است میان کانون دل و احساسات انسان از یک طرف و کانون هستی و کمال مطلق از طرف دیگر. نظیر جاذبه­ای که میان اجسام موجود است یا گرایش میان کودک و مادرش در حالی که کودک آگاهانه مادر را نمی­شناسد اما حس مادرخواهی در ذات اوست. راه رسیدن به خدا از این طریق این است که دل و روح را از آلودگی­ها تصفیه کنیم آنگاه کانون عالم هستی یعنی خدا آنرا بشدت جذب می­کند. معرفت به خدا از طریق عرفانی و وحیانی در همین شاهراه مندرج است. عمده دستاورد عارفان و پیامبران درباره خداشناسی از این رهگذر بدست می­آید. همچنین کسانی که بطور کلی، حال و تجربه دینی پیدا می­کنند. بعضی غیر از خداگرایی فطری به خداشناسی فطری هم معتقدند. یعنی انسان در نوع خلقتش به خدا علم دارد اما به این علم خود، علم ندارد. بعضی اعتقاد دارند هر گرایشی در انسان باشد پاسخگویی در عالم خارج دارد. انسان به کمال مطلق گرایش دارد، پس در خارج موجود است.۲٫  راه علم و طبیعت: این است که انسان از طریق حس و علوم تجربی و طبیعی، نظم پیچیده یا تدبیر حیرت انگیزی را که در دل طبیعت تحقق دارد کشف کند و از طریق آن به وجود ناظم دانا و حکیمی که از این نظام بس پیچیده و شگفتی آفرین، غرض و غایتی متعالی را خواهان است، پی ببرد. و با خدا و بعضی از اوصافش از این طریق آشنا گردد. برهان نظم یا اتقان صنع از این دسته براهین است. توده مردم از این راه متاثرند و بهتر آنرا می­پذیرند. اما خواص، عمدتاً راه فطرت یا فلسفه را ترجیح می­دهند.۳٫ راه عقل خالص و فلسفی: این است که از طریق قوانین عقلی محض و پیچیده بتواند به خدای متعال راه ببرد و اوصاف کمال و جمال و جلال او را بهتر بشناسد. که این راه نیاز به پرورش عقل در سطح بالایی دارد و عقل پخته و مأنوس با اصول برهانی را می­طلبد. مثلا از راه برهان امکان و وجوب، وجود واجب الوجود را -که همان خداست- کشف می­کند و به یقین عقلی می­رسد. یعنی از طریق کشف فقر این عالم و نیاز آن به یک موجود غنی مطلق- که از هر جهت از هر موجود دیگری بی­نیاز است- به خدا می­رسد. و از طریق وجوب وجودش و غنای ذاتیش، اوصاف کمالی دیگرش را استنتاج می­کند. معرفت فیلسوفان عقلگرا از این طریق بدست می­آید.      هر یک از راههای قلبی، علمی و عقلی از جهاتی برتری دارد. راه دل و فطرت از نظر شخصی کاملترین راه­هاست و اهل عرفان این روش را می­پسندند که لذت بخشتر و روشنتر و ایمان زاتر است. اما قابلیت تعلیم و تعلم عادی را ندارد و هرکس خودش باید تجربه کند و بیابد. راه مطالعه حسی و علمی خلقت از نظر سادگی و روشنی و عمومیت، بهترین راههاست. استفاده از این راه نه به قلبی صاف و احساساتی عالی نیازمند است و نه به عقلی مجرد و استدلالی و پخته و آشنا به اصول برهانی. اما این راه ما را به منزل اول می­رساند. به اینکه عالم ماده مخلوق یک قدرت مافوق طبیعی است و این برای شناخت خدا کافی نیست؛ زیرا نمی­تواند اوصاف خاص خدا مثلِ علم  و قدرت مطلق و غیر مخلوق بودن او را اثبات کند. راه فلسفه و عقل مشکل و پرپیچ و خم است اما از این نظر که می­تواند خدا و صفات مهم او از قبیل علم و قدرت مطلق و غیر آن را اثبات کند و قابلیت تعلیم و تعلم دارد، کاملتر است. اما پیچیده و انتزاعی است و هرکسی نمی­تواند مقدمات لازم برای درک معارف فلسفی درباره خدا را داشته باشد؛ مثلا این آیات که مبین بعضی از اوصاف خداست فقط با فلسفه قابل اثبات است: «الله الصمد»، «هو بکل شئ علیم»، «و الله علی کل شی قدیر».راههای خداشناسی در طول تاریخ متنوع و متعدد بوده است. بین این راهها فرق­هایی هست که به اختصار شرح دادیم. در بین متفکران جهان غرب نه راه برای خداشناسی پیموده شده که در هر راه ممکن است چند دلیل مندرج باشد پس نه راه بمعنای نه دلیل نیست بلکه به معنای نه دسته دلیل است. این براهین برخی صحیح هستند و بعضی ناقص و نیاز به براهین دیگر دارند تا آنها را تکمیل کند و گروهی هم اصولاً باطل­اند و در حقیقت برهان نیستند. شرح مختصر این نه راه چنین است:راه اول: براهین وجود شناختی   آنچه این ادله را از سایر براهین متمایز می­سازد این است که لازم نیست به عالم واقع رجوع کنیم. شما حتی از صرف تصور خدا بدون اعتقاد به عالم خارج می­توانید وجود خدا را اثبات کنید. تنها خداست که می­توان از صرف تصورش تحقق خارجی او را استنتاج کرد. کاشف این دلیل آنسلم قدیس است.راه دوم: براهین جهان شناختی  این ادله دلایلی هستند که عمدتا از راه استناد به اصل علیت یکی از خصوصیات بسیار بارز جهان خارج را مبدا قرار می­دهند و ثابت می­کنند که چیز قابل تشخیصی در جهان است که نسبت به آن خصوصیت بارز حالت علِّی و فاعلی دارد و نامش را خدا می­گذارند. در حالت اول از صفت بارز تغییر در جهان ماده برای اثبات  موجودی که مافوق طبیعت و ثابت است، بهره می­برند. در حالت دوم به اینکه اجمالاً در جهان معلول داریم (معلول مشخصی را لحاظ نمی کنند) پس علتِ غیرمعلول هم باید در جهان باشد و گرنه سر از دور و تسلسل محال در می­آوریم. در حالت سوم براهینی است که از راه صفت امکان به غنی مطلق می­رسند. علیت مطلق را در نظر نمی­گیرند بلکه علیت واجب الوجود را نسبت به ممکنات (یک مصداق از علیت نه اصل علیت) در نظر دارند. حالتی دیگر این است که از تامل در حقیقت هستی که صفتی بارز و مشترک بین همه موجودات عالم است، به ضرورتِ خودِ هستی پی می­برند. و از وجودش، وجوبش را نتیجه می­گیرند؛ زیرا غیر هستی نمی­تواند علت هستی باشد پس حقیقت هستی علت ندارد. به این استدلال برهان صدیقین می گویند. یعنی صدیقین وقتی با دیده عقل به هستی می­نگرند به اول چیزی که می­رسند خود خداست. و بعد از خدا بر صفات، افعال و مخلوقاتش استدلال می کنند. البته این برهان کشف ملاصدرا است نه جهان غرب. راه سوم: براهین غایت شناختی  این براهین ادله­ای هستند که از راه هدفمندی جهان طبیعت وجود خدا را اثبات می کنند. همه ادله جهانشناختی از راه علیت فاعلی استدلال می­ورزند اما این دلیل از راه علیت غایی عمل می­کند. یعنی در طبیعت حکمت و تدبیری می فهمند و صاحب آن غایت و حکمت را خدا می­دانند. عموم دانشمندان علوم طبیعی از این راه به خداشناسی دست می­یابند.  راه چهارم: براهین اخلاقی   این ادله می­خواهند از راه وجود احساس یک ندای باطنی در انسان که امر می­کند چه کاری خوب است و باید انجام داد و چه کاری بد است و نباید انجام داد، اثبات کنند که فقط وجودِ خداست که می­تواند این احساس­ها را توجیه و تبیین کند؛ زیرا مثلا من تمایل به مخالفت با این امر و نهی اخلاقی را دارم اما باز هم این امر و نهی در درون من هست؛ پس خداست که امر و نهی می­کند. البته بیان و تقریرهای دیگری هم دارد

دانلود فایل

تحقیق درباره دین

تحقیق درباره دین

تحقیق-درباره-دینفهرست مطالب 1-1- مقدمه۱-۲- تعریف دین۱-۳- فرق کلی دین و مذهب چیست؟۱-۴- منشا دین و ادیان۱-۵- ضرورت بحث دین۱-۵-۱- بحث ضرورت۱-۵-۲- ضرورت دین باتوجه به آیات قرآن۱-۶- قلمرو دین۱-۷- رابطه انسان و دين۱-۸- رابطه دین با علم۱-۹- رابطه دین با اخلاق۱-۱۰- رابطه دین با جامعه شناسی۱-۱۱- رابطه دین با روانشناسیتبیین فروید۱-۱۲-رابطه دین و دموکراسی۱-۱۳-رابطه دین و سیاست۱-۱۴- معنای دین و آزادی۱-۱۴-۱- معناى آزادى۱-۱۴-۲- رابطه آزادى و دیندارى 1-14-3- نقد نظریه ناسازگارى خدا پرستى و آزادى۱-۱۵- رابطه دین با فرهنگ۱-۱۵-۱- تعریف دین۱-۱۵-۳- رابطه دین و فرهنگ۱-۱۵-۲- تعریف فرهنگ۱-۱۶- ریشه‏ها و عوامل دین زدایی‏در غرب و شرق۱-۱۶-۱-ریشه‏ها و عوامل دین زدایی‏در غرب       1-16-2- ریشه‏ها و عوامل دین زدایی‏در شرق      1-17- دین اسلام چیست؟الف. اصول اساسی و اعتقادی اسلام۱- توحید۲-عدل۳- نبوت۴- امامت۵- اصل پنجم معاداستب. اخلاقج. عمل: دستورات دینی و احکام فقهی     1-1- مقدمهدین, واژه ای است عربی که در معاجم و کتب لغت معانی بسیاری برای آن ذکر شده است مانند: ملک و پادشاهی، طاعت و انقیاد، قهر و سلطه ، پاداش و جزاء، عزت و سرافرازی ، اکراه و احسان، همبستگی، تذلل و فروتنی، اسلام و توحید، عادت و روش، ریاست و فرمانبرداری و …در آیات قرآن نیز به معانی لغوی دین اشاره شده است و کلمه دین در آیات بکار رفته است ودر هر آیه ای معنای مخصوص خودش را دارد. چنانکه خداوند می فرماید: «هوالذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق، »[۱] که در این آیه دین به معنی کیش و شریعت آمده است و یا می فرماید:«فاعبدالله مخلصاً له الدین، »[۲] و در اینجا دین به معنای توحید و یگانگی می‌باشد . همین موارد استعمال واژه دین‏ در قرآن می‏تواند به عنوان راهی برای شناسایی و به دست آوردن تعریف دین از دیدگاه اسلام شمرده شود که «دین عبارت است از اطاعت، گرایش، فرمانبرداری و تسلیم در برابر حقیقت‏» که در این صورت، با معانی لغوی نیز سازگاری خواهد داشت.         1-2- تعریف دینواژه دین از مفاهیمی است که همواره در میدان آراء و نظرات گوناگون صاحب‏نظران قرار داشته و توافق مشترک درباره آن وجود ندارد. به صورتی که حتی عده‏ای از محققان آن را قابل تعریف نمی‏دانند.به هر حال‌‌ ‌می توان دین را اینگونه تعریف نمود: دین ، مجموعه (سیستم) حقایقی هماهنگ و متناسب از نظام‏های فکری (عقاید و معارف)، نظام ارزشی (قوانین و احکام) و نظام پرورشی (دستورات اخلاقی و اجتماعی) است که در قلمرو ابعاد فردی، اجتماعی و تاریخی از جانب پروردگار متعال برای سرپرستی و هدایت انسان‏ها در مسیر رشد و کمال الهی ارسال می‏گردد.به دیگر سخن، مجموعه ای است از عقاید و قوانین و مقرراتی که هم به اصول فکری بشر نظردارد و هم در باره اصول گرایشی وی سخن می‏گوید و هم اخلاق و شئون‏زندگی او را تحت پوشش قرار می‏دهد.تعاریف متعدد از دین ارائه شده است مثلادانشمند بزرگ اسلامی و مفسر گرانقدر مذهب شیعه، علامه طباطبایی ، دین را اینگونه تعریف می‌کند :«دین، عقاید و یک سلسله دستورهای عملی و اخلاقی است که پیامبران از طرف خداوند برای راهنمایی و هدایت بشر آورده اند، اعتقاد به این عقایدو انجام این دستورها، سبب سعادت و خوشبختی انسان در دو جهان است» ویا برخی از دانشمندان غربی گفته‏اند: دین عبارت است ازاعتقاد به موجودات روحانی .و یا عده ای دیگر گفته‏اند: دین نظام یک پارچه‏ای از باورها وعملکردهای مرتبط به چیزهای مقدس است که از طریق آنها گروهی ازانسانها با مسائل غایی زندگی بشری مرتبط می باشدبرخی‏ دیگر گفته‏اند: دین اعتقاد به خدایی سرمدی است. یعنی، اعتقاد به این‏که حکومت و اراده‏ای الهی بر جهان حکم می‏راند.و بعضی دیگر می‏نویسند: جوهر دین عبارت است‏از احساس وابستگی مطلق . به هر حال هر کدام از دانشمندان اسلامی و غربی و علمای ادیان کوشیده اند تا بر اساس نگرش و اعتقاد خود تعریفی کامل از دین عرضه کنند. به همین دلیل آنها در ادراک دین بر جنبه های مختلفی تاکید نموده اند.شریعت دارای دو معنی عام و خاص می باشد در معنای خاص عبارتست از احکام و دستورات و عبادات و اخلاقیاتی است که هر پیغمبر می آورد. و شریعت هر پیغمبری بر حسب مقتضیات زمان و مکان و امت وقوم او با شریعت دیگری فرق می‌کند، شریعت در معنای خاص با مفهوم دین متفاوت است. شریعت در معنای عام به معنی ایمان به مبادی غیبی است از روی کمال خلوص قلب و صفای نیت و تمام پیامبران مردم رابه آن دعوت می کردند و هیج اختلافی در این اساس میانشان نیست و لذا دراین معنا با مفهوم دین یکی است. مثلاً گفته می‌شود شریعت اسلام که منظور دین اسلام می‌باشد.این اصطلاح به دو مفهوم عام و خاص بکار رفته است.در مفهوم خاص عبارتست از شاخه ای مخصوص از دین مانند مذاهب شیعه و تسنن نسبت به دین اسلام. و در مفهوم عام و کلی با مفهوم دین مترداف و همسان است. چنانکه گفته می‌شود مذاهب اسلام و مذهب زرتشت که مقصود دین اسلام و دین زرتشت می‌باشد.یک تئوری کلی درباره جهان هستی همراه با یک طرح جامع، هماهنگ و منسجم است که راه انسان را در زندگی مشخص می‌کند و هدف آن سعادت و تکامل اوست. به عبارت دیگر ایدئولوژی یک سلسله آراء کلی و هماهنگ درباره رفتارهای انسان است و مجموعه ای از بایدها و نبایدها در زندگی و رفتار انسان می‌باشد. در ایدئولوژی بینشها، گرایشها، روشهاو کنشهای انسان مشخص می شوندو شکل می‌گیرند.عبارتست از نگرش انسان به هستی و توجیه و تبیین آن در رابطه با انسان به عبارت دیگر دید کلی که انسان از جهان هستی دارد و بر اساس آن به تعبیر وتفسیر آن می پردازد جهان بینی نامیده می‌شود و به طور کلی برداشت کلی انسان از جهان هستی را جهان بینی او می گویند.جهان بینی انواع گوناگونی دارد، بر اساس پذیرفتن ماوراءالطبیعه و یا انکار آن می‌توان جهان بینی را به جهان بینی الهی و جهان بینی مادی تقسیم نمود.در کل گفته اند: جهان بینی سه گونه است : علمی، فلسفی، مذهبی.مجموعی ایست که در ابتدا به تفسیر انسان و جهان می پردازد و سپس بایدها و نبایدهای انسانی را مشخص و معین می‌سازد. هم نیاز انسان را به جهان بینی مرتفع می‌کند و هم یک نظام ارزشی برای زیستن و چگونه زیستن ارائه می‌دهد. در واقع مکتب مجموعه جهان بینی و ایدئولوژی یک انسان می‌باشد.تاریخ پیدایش دین همزمان با پیدایش انسان است و دین خدا که همان دین اسلام است (ان الدین عندالله الاسلام) از نخستین روز پیدایش بشر همراه وی بوده است و اولین فرد انسان حضرت آدم پیامبر خدا و منادی توحید و یگانه پرستی بوده است و ادیان شرک آمیز همگی در اثر تحریفات و اعمال سلیقه ها و اغراض فردی و گروهی پدید آمده است. در قرآن کریم تصریح شده نسل کنون بشر به دو نفر مرد و زن منتهی است بنام آدم و حوا.آدم پیغمبر بوده و وحی های آسمانی به وی نازل می شده است.دین آدم بسیار ساده بوده است و پس از آدم و زوجه اش فرزندانش روزگاری با نهایت سادگی بدون اختلاف می گذرایندند، چون روز به روز شماره افراد افزوده و به قبائل مختلف تقسیم شدند و درهر قبیله نیز بزرگانی یافت می شدند که افراد قبیله به آنان احترام می گذاشتند و حتی پس از مرگ نیز مجسمه های ایشان را می ساختند و مورد ستایش قرار می‌داند و از همین روزگار بت پرستی در میان رواج گرفت چنانکه در اخبار امامان وارد شده که پیدایش بت پرستی از این راه بوده است و تاریخ بت پرستی نیز همین معنی را تائید می‌کند.کم کم در اثر اجحافاتی که اقویا به ضعفا می نمودند اختلافاتی بین مردم پیدا شد این اختلافات باعث به وجود آمدن فرقه های مختلف گردید. به هر حال طبق آیات قرآن مانند :«کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیکم بین الناس فیما اختلفوا فیه »[۳]می توان دوران زندگی دینی بشر را به صورت زیر بیان کرد:اول: دوران سادگی و بی رنگی بشردوم : دوران زندگی اجتماعیسوم : دوران تضادها و تصادمهای اجتناب ناپذیر اجتماعی یا همان دوران اختلافات چهارم : مرحله آمدن انبیاءاز طرف خداوند برای نجات انسان .از نظر اسلام و دانشمندان مسلمان دین خداوند یکی است و از نخستین روز پیدایش بشر همراه وی بوده است. لذا تاریخ پیدایش دین همزمان با پیدایش انسان می باشد . به خصوص علامه طباطبایی و استاد مطهری درباره سیر تکامل دین و جهان بینی بشرنظرات جالبی را ارئه نموده اند.ولی جامعه شناسان و مردم شناسان غربی می گویند: دین انسانها به صورت تکاملی رشد نموده است و از طبیعت پرستی شروع شده تا به بت پرستی و در آخر به خدا پرستی رسیده است. آنها دین را فطری بشر نمی دانند و بیان می کنند:جهان بینی انسان به موازات رشد و تکامل فرهنگ معنوی و بینش او دائماً در حال تحول و تکامل بوده است و در مسیر تکامل خود مراحلی را طی نموده است تا به حرکت کنونی رسیده است.الف: مرحله ادیان ابتداییب: مرحله ادیان قدیم و چند خدایی ج: مرحله ادیان متکامل و یک خدایی . 1-3- فرق کلی دین و مذهب چیست؟دين مجموعه سنت‏ها و روش هايي است كه از طرف خداوند براي بشر، فرستاده شده است، و آنرا از دو جهت مي‏توان مورد بررسي قرار داد، يكي رابطه دين و شريعت‏هاي آسماني قبل از اسلام، و ديگري رابطه دين با مذاهب بوجود آمده در اسلام، اما در مورد جهت اول بايد گفت، آنچه از ظاهر آيات قرآن فهميده مي‏شود اين است كه شريعت معناي خاص و دين معناي عام دارد. به اين معنا كه از نظر قرآن كريم دين خدا از آدم تا خاتم يكي است و همه پيامبران اعم از صاحبان شريعت و غير آن به يك مكتب دعوت كرده ‏اند كه بهترين نام براي آن كلمه ‘اسلام’ است، از اين جهت خداوند فرموده است كه: دين نزد خداوند همان اسلام است و تفاوت شرايع آسماني با يكديگر در دو چيز است يكي نسبت به مسائل فرعي و شاخه ‏اي كه بر حسب مقتضيات زمان و خصوصيات محيط و ويژگيهاي مردمي كه دعوت شده ‏اند، متفاوت شده است و ديگري نسبت به سطح تعليمات بوده است كه پيامبران بعدي بموازات تكامل بشر در سطح بالاتري تعليمات خويش را كه همه در يك زمينه بوده است. القاء كرده ‏اند، همچون دانش آموزي كه از يك كلاس به كلاس بالاتر مي‏رود. بنابراين از نظر قرآن فقط يك دين وجود دارد كه در مورد زمان تكامل مي‏يابد پس فرق دين و شريعت در اين است كه دين يك معناي عام دارد كه شامل همه شريعت‏ها مي‏شود ولي شريعت اختصاص به يك پيامبر دارد و از اين جهت گاهي نسخ مي‏شود. اما رابطه دين با مذاهب فرقه‏هاي اسلامي در اين است كه دين يك معناي جامعي دارد و مذهب جزئيات آن را تبيين مي‏كند، يعني خطوط كلي در فرقه‏هاي اسلامي يكي است ولي در احكام جزئي، اختلافاتي وجود دارد و يا بعضي از بخش‏هاي دين حذف گرديده است. پيامبر اسلام دين خدا را به صورت كامل بيان فرمودند و پس از ابلاغ ولايت، خداوند صراحتاً اعلام فرمود كه: ‘امروز دين خود را كامل كردم و نعمت را بر شما تمام نمودم.پس دين مجموع تعاليم آسماني است كه از سوي خداوند توسط پيامبران فرستاده شد. اما مذهب، كه به معناي راه و طريقه و آيين هم آمده، مقصود از آن اين است كه در ميان پيروان يك دين، به خاطر انديشه‏هاي ويژه، يا برداشت و تفسير خاص و… گروهي خود را از ديگران جدا مي‏كنند. اين اختلاف برداشت اگر در بعد اعتقاد باشد از آن به مذهب يا مذاهب كلامي ياد مي‏كنند و اگر در بخش احكام عملي باشد از آن به مذهب يا مذاهب فقهي ياد مي‏كنند. همه مذاهب وابسته‏ي به يك دين، اصول آن دين را مي‏پذيرند و در اين جهت با يكديگر مشتركند.براي واضح شدن مطلب و فرق بين دين و مذهب دو مثال مي‏آوريم:[۱] صف ، ۹[۲] زمر ،۲ [3] بقره ۳/۲

دانلود فایل

تحقیق درباره دوری و نزدیکی به خدا از نظر قرآن مجید

تحقیق درباره دوری و نزدیکی به خدا از نظر قرآن مجید

تحقیق-درباره-دوری-و-نزدیکی-به-خدا-از-نظر-قرآن-مجید فهرستعنـــــــوانصفحهمقدمه راه های رسیدن وتقرب جویی به خدا تقرب،‌نزدیکی معنوی بهترینوسایل تقرب و وصال ریشه‌ی دوری از خدا در چیست ؟ غفلت از خدا غفلت و سختی و حسرت عوامل غفلت از خدا ویاد او برخی نشانه های غفلتاز خدا موانع غفلت و عواملغفلت زدا چند توصیه برای رفع غفلت نتیجه گیری منابع        مقدمهآدمي به سوي كمال گرايش ذاتي دارد و در جست و جوي آن از جان مايه مي گذارد؛ هر چند كه در بيشتر موارد در مصاديق كمالي به خطا و اشتباه مي رود ولي اين بدان معناست كه كمال جويي، ريشه در فطرت و غرايز انساني دارد. هر انساني مي كوشد تا از نقص و كاستي در درون و برون خويش بكاهد و به سوي كمال و زيبايي برود. قرآن با توجه به اين خواسته و گرايش ذاتي انسان و براي جلوگيري و كاهش اشتباه در تشخيص مصاديق، آدمي را به مصاديق عيني كمال توجه مي دهد و با تبيين مصاديق كمال نما و يا ضد كمالي مي كوشد تا انسان در مسير درست كمال قرار گيرد.در تبيين قرآني خداوند كمال مطلق است و هر كسي اگر بخواهد به كمالي دست يابد مي بايست از او كه پروردگار و پرورش دهنده هر موجودي در مسير كمالي است و زمينه و بستر كمال را براي او فراهم مي آورد، بهره جويد و به او و دستورهاي وحياني اش تمسك كند. از اين رو خداوند هم مقصد كمال و هم مسير كمال و هم عامل و موجب ايجاد كمال در اشخاص است. [۱]كه بيان مي كنند كه رسيدن به منزلت هاي معنوي و تقرب به خدا و بهره مندي از كمالات آن كمال مطلق تنها در سايه سار توجهات و مشيت خداوندي است و تنها اوست كه كمالي را در شخص ايجاد و يا زمينه ها و بستر بهره گيري را فراهم مي آورد. از اين رو خداوند در بينش و نگرش قرآني منشا هرگونه كمالي در درون و بيرون انسان است كه اين مطلب بر پايه ديدگاه توحيد محض تبيين مي گردد كه قرآن و مومنان بر اين باورند.به سخني ديگر چنان كه خداوند اول و آخر و نيز ظاهر و باطن است همو صمدي است كه جايي از هستي از وجودش خالي نيست و بي او هستي و كمالي نيست. بنابراين هر كسي كمالي بخواهد مي بايست به او تقرب جويد و از او بخواهد؛ در غير اين صورت، انسان به جايي نمي رسد و در حقيقت ترازوي وجودي اش خالي از هرگونه كمال بلكه از هر چيزي است؛ زيرا در نگرش قرآني غير او باطل است و باطل به جهت هيچ بودن از وزن و ارزشي برخوردار نمي باشد. در اين نوشتار سعي شده است بر پايه آموزه هاي وحياني مساله تقرب و آهنگ كمالي انسان و چگونگي تقرب واقعي به كمال مورد بررسي قرار گيرد و عوامل و موانع آن شناسايي شده و آثار تقرب بيان گردد.        راه های رسیدن و تقرب جویی به خداتقرب به خدا و وصول و رسیدن به او،‌ مهم ترین دغدغه مومن است؛ زیرا مومن بر این باورست که کمال مطلق خداوند است و آن چه انسان به طور طبیعی به عنوان کمال بدان کشش و گرایش دارد،‌ هموست. پس همه اندیشه و تلاشش را می کند تا به کمال مطلق برسد.از نظر مومن هر چند که راه های رسیدن به خدا به معنای کمال مطلق گوناگون است، ولی بهترین راه همانی است که خداوند خود بیان و مشخص کرده است. از این روست که به سراغ آموزه های وحیانی می رود تا ببیند که خداوند چه راهی را به عنوان راه راست رسیدن و تقرب جویی بیان می کند. نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن،‌ گوشه ای از حقیقت تقرب و وصول به خدا را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم. تقرب،‌ نزدیکی معنویواژه عربی قرب به معنای نزدیکی است. هر چند که این واژه بیش تر در معنای نزدیکی فیزیکی و مادی به کار می رود؛ ولی در آموزه های وحیانی بیش تر به معنای قرب معنوی است.تقرب جویی به معناى آهنگ و شتاب در منافع خود است. چنان که گفته شد این واژه وقتى در مورد تقرّب بنده به خدا به کار مى‌رود، به معناى نزدیکى روحانى است که با اتّصاف خود به صفات کمال و پاک کردن خویش از عیوب و نقایص حاصل مى‌شود.[۲]پس وقتی از تقرب بنده به خدا سخن به میان می آید، تقرب مکانى، یا حتی زمانى و نسبى مقصود نیست، بلکه معناى معنوى آن یعنی رسیدن به مقام و منزلت مراد است که از طریق خاصی چون اتصاف به صفات و اسمای الهی تحقق می یابد. در آیات قرآنی برای بیان این معنا غیر از واژه از «قرب» واژه‌هاى دیگری چون «زلفى»، «عند ربّهم»، «عنده»، «عند ربّک»، «عنداللّه» «درجات»، «قریب»، «وسیله» و برخى جملات استفاده شده است.از آن جایی که در هر انسانی این امکان وجود دارد که خدایی شود؛ چرا که اسماء و صفات الهی در انسان سرشته شده و انسان به علم خاص از طریق تعلیم الهی بدان دسترسی دارد [۳]ولی می بایست با انتخاب ارادی و اختیاری خود، آن را از راه مخصوص فعلیت بخشد تا دارای صفات فعلی خداوند شده و خدایی گردد.بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، این راه همان راه عبادت است[۴] که بهترین و راست ترین راه است؛ چرا که به سلامت انسان را به مقصد می رساند و در میان راه های سالم[۵] این راه از آن به صراط مستقیم  یاد می شود، کامل ترین، آسان ترین، سالم ترین، کوتاه ترین، زیباترین، گسترده ترین راه با ویژگی های انحصاری دیگر است.البته از این راه راست به عنوان اسلام نیز یاد می شود که راه همه پیامبران رسیده به مقصد و مقصود از آن راه رفته و بدان دعوت کرده اند. هر کسی بیرون از این راه بخواهد به خداوند تقرب جوید و وصال را درک کند،‌ نمی تواند به همه آن چه که مطلوب اوست برسد. از این روست که خداوند تنها این را راه را مورد تایید قرار داده و غیر آن را راهی مقبول و مطلوب نمی داند.[۶]پس تقرب جویی و وصال و لقای الهی تنها از طریق اتصاف به صفات الهی امکان پذیر است که راه آن نیز تنها عبادت شرعی اسلام است و هر راهی دیگر جز بیراهه و گمراهی نیست و انسان را از تاریکی نواقص و عیوب به روشنایی کمالات الهی نمی رساند.خداوند در آیات چندی انسان ها را دعوت می کند تا به خداوند از طریق انتخاب درست اطاعت و عبادت و بندگی تقرب جویند و صفات الهی را در خود تحقق بخشند؛ چرا که اراده و اختیار در آدمی به او اجازه حق انتخاب را داده است تا دو مسیر جداگانه و متناقضی را در پیش گیرند که یکی صعود و دیگری هبوط و سقوط است.[۷][۱] (انعام آيه ۸۳، اعراف آيه ۱۷۶ و يوسف آيه ۷۶)[۲] .( مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص‌۶۶۴‌-‌۶۶۵‌،[۳] (بقره، آیه ۳۱)[۴] (ذاریات، آیه ۵۶)[۵] (مائده، آیه ۱۶)[۶] (آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵)[۷] (فرقان، آیه ۵۷؛ مزمل،‌آیه ۱۹؛ انسان، آیه ۲۹؛ نباء)

دانلود فایل

تحقیق درباره خلفای راشدین

تحقیق درباره خلفای راشدین

تحقیق-درباره-خلفای-راشدین                                            فهرستعنـــــــوانصفحهمقدمه مستند روایی ابوبکر پیش از اسلام دوران محمد خلافت همسران و فرزندان ایمان ابوبکر عمر اسلام آوردن و فعالیتها در زمان مصطفی دوران خلافت فتوحات در زمان عمر نحوه حکومت داری عمر قتل عمر دیدگاه ها در باره عمر عثمان دوران محمد به خلافت رسیدن عثمان دوران خلافت قتل عثمان و عواقب آن حضرت علی (ع) منابع برای تاریخ نگاری زندگی علی نام ها و عناوین تولد و دودمان دوران خلافت ابوبکر دوران خلافت عمر دوران خلافت عثمان برگزیدگی به خلافت منابع  مقدمهخلفای راشدین یا خلفای اربعه اصطلاحی است که از سوی مسلمانان سنی در اشاره به چهار شخصی که پس از مرگ محمد به خلافت رسیدند، به کار می‌رود. این چهار تن به ترتیب عبارت‌اند از: ابوبکر، عمر، عثمان و علی. همچنین برخی منابع اهل سنت، حسن را پنجمین خلیهٔ راشد و کامل‌کنندهٔ خلافت راشدین می‌دانند.اهل سنت با اعتقاد به مرجعیت صحابه و اجماع آنان درباره  خلفای راشدین، شرایط و شیوه استقرار خلفای چهارگانه را نمونه آرمانی و مشروع دولت اسلامی می‌دانند. و الگوی خلافت راشدین بخصوص در زمان ابوبکر و عمر، از نظر کسانی که خواستار خلافت در زمان کنونی هستند مورد تأیید است.      مستند رواییمستند عنوان «‌خلفای راشدین»، حدیثی منسوب به پیامبر (ص) است که با اندکی تفاوت در مجامع حدیثی اهل سنت نقل شده است. در این روایت پیامبر اصحاب را به پیروی از سنت خود و سنت خلفای «راشدین» (هدایت‌شده) پس از خود فرامی‌خواند. محدثان و نویسندگان اهل سنت این عنوان عام را بر خلفای نخست پس از پیامبر اطلاق کرده‌اند که در دید آنان، به سنت پیامبر(ص) اقتدا و آن را حفظ نموده‌اند.همچنین گفته شده که عثمانیه (یعنی هواخواهان عثمان و دودمان اموی) عنوان خلفای راشدین را درباره نخستین جانشینان پیامبر(ص) به کار می‌بردند.بعضی از بزرگان و محققان شیعه همچون علامه امینی، درباره این حدیث بحث کرده و آن را ساختگی دانسته‌اند. در متون حدیثی شیعه، گاهی همین لفظ به صورت صفت برای ائمه دوازده‌گانه شیعه به کار رفته است.اهل سنت عنوان راشدین را متمایز کننده خلفای صدر اسلام از خلفای از خلفای بنی‌امیه دانسته‌  و بر این باورند که آنان سنت پیامبر را حفظ کرده‌ و در دوره آنان ایمان و فضایل اسلامی شکوفا شده است.  ابوبکرعبدالله بن ابی قحافه عثمان بن کعب تیمی قرشی ملقب به ابوبکر (که گفته شده محمد به وی این لقب را داده بود ) و ابن ابی قحافه از نزدیک‌ترین صحابه و مشاوران محمد، پیامبر اسلام بود که پس از محمد به عنوان اولین خلیفه مسلمانان انتخاب شد. او از اولین کسانی بود که به پیامبر اسلام ایمان آورد. محمد هم‌چنین داماد ابوبکر بود. لقب صدیق از حدیثی گرفته شده که وقتی محمد داستان معراج خود را به ابوبکر گفت، ابوبکر بلافاصله به این داستان ایمان آورد و پذیرفت. ابوبکر احتمالاً مدت کوتاهی پس از سال ۵۷۰ میلادی به دنیا آمد و سه سال از محمد کوچکتر بود. نام مادر وی ام‌الخیر (سلمی) بنت صخر از قبیله تیم بود. نام های دیگری مانند عبدالله و عتیق (بنده آزاد شده) نیز به وی نسبت داده می شود. اما ارتباط این اسمها به یکدیگر و مفهومشان دقیقاً مشخص نیست. به تعبیر محمد، نام عتیق به معنی آزاد شده از جهنم است.پیش از اسلاماطلاعات زیادی در مورد ابوبکر پیش از گرویدنش به اسلام در دسترس نیست. جز اینکه وی تاجری بود با سرمایه ۴۰۰۰۰ درهم که نشان می دهد تجارت چندان بزرگی نداشته است و در منابع چیزی در مورد رفتنش به شام یا جای دیگر برای داد و ستد نیامده است. اما وی در نسب شناسی اعراب متبحر بود.دوران محمدابوبکر احتمالاً پیش از پیامبری محمد و گرویدن به اسلام از دوستان محمد بوده است. برخی منابع مانند طبری و ابن سعد وی را اولین مرد مسلمان پس از محمد می نامند. ویلیام مونتومگری وات در دانشنامه اسلام بر این باور است که این که ابوبکر اولین مسلمان بوده، ظاهراً تاثیر گرفته از جایگاه برترش در بین مسلمانان بوده، چون همین ادعا برای علی و زید بن حارثه نیز وجود دارد. وی همچنین معتقد است که این که ابوبکر باعث مسلمان شدن عثمان بن عفان، زبیر، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابی وقاص و طلحه بن عبیدالله بوده مورد تردید است به این علت که این پنج تن و علی همگی جزو شورایی بودند که عمر برای تعیین خلیفه بعدی معین کرد. اما آنچه که مشخص است این است که ابوبکر از سالیان پیش از هجرت، برترین جایگاه را پس از محمد در بین مسلمانان آن دوران داشته است.به دلیل سن كم علی در هنگام ظهور اسلام برخی منابع از ابوبکر به عنوان اولین مرد بالغی که دعوت محمد را پذیرفت و مسلمان شد نام می برند.ابوبکر وقتی که گروهی از مسلمانان به حبشه مهاجرت کردند، در مکه ماند. با وجود اینکه علت معروف مهاجرت به حبشه، شکنجه بت پرستان مکه بوده است، اما گفته می شود که گروهی که به حبشه مهاجرت کردند، به سیاستهای گروهی از مسلمانان به سرکردگی ابوبکر اعتراض کرده بودند. چون احتمالاً طایفه ابوبکر (تیم) که جزو ائتلاف حلف الفضول قریش بوده، اقدام به تنبیه کسانی از قبیله‌شان که مسلمان شده بودند نمی کرده است. با این وجود این قبیله جرات دفاع از افرادی از قبیله خود مانند ابوبکر که مسلمان شده بودند را نیز نداشته است. به خاطر اینکه وقتی ابوبکر به همراه طلحه که هم طایفه وی بود، توسط یکی از افراد قبیله اسد مکه، دستگیر شدند، قبیله تیم اقدامی انجام نداد. ابوبکر نیز حتی به فکر آن افتاد که به حبشه مهاجرت کند، اما ابن دغنه (بزرگ یکی از قبایل چادرنشین که هم پیمان قریش بودند.) ضمانت وی را نزد بت پرستان مکه نمود و در مکه ماند.ابوبکر اقدام به خریدن و آزاد کردن بردگانی مانند عامر بن فهیره و بلال می نمود که اسلام خود را آشکار می کردند و تحت شکنجه های سختی از بت پرستان قرار می گرفتند. این اقدام را می توان نشانه ای خدمت ابوبکر به نهضت اسلام به حساب آورد. این خرید و فروشها به همراه فشارهای اقتصادی از سوی تاجران مکه، باعث شد که دارایی ابوبکر در هنگام هجرت، به ۵۰۰۰ درهم تنزل پیدا کند.در واقعه توطئه قتل محمد در مکه که به هجرت محمد مشهور شد، به همراه محمد از شهر مکه به یثرب مهاجرت کرد، که در سال ۶۲۲ میلادی/۱ قمری صورت گرفت. این هجرت مبداء تاریخ مسلمانان شد.محمد، ابوبکر را به عنوان همراهش در مهاجرت به مدینه برگزید که در آیه ۴۰ سوره توبه به این موضوع اشاره شده است. خانواده ابوبکر که احتمالاً شامل ام رومان، عایشه، اسماء و شاید عبدالله بعد از ابوبکر به مدینه آمدند. ابی قحافه پدر ابوبکر در مکه ماند و پسر ابوبکر عبدالرحمن حتی در جنگهای بدر و احد در لشکر بت پرستان با مسلمانان جنگید. اما مدتی پیش از فتح مکه مسلمان شد. ابوبکر در مدینه، در محله سنح برای خود خانه ای یافت. با ازدواج عایشه با محمد، جایگاه ابوبکر در میان مسلمانان بالاتر رفت. ابوبکر در تمامی غزوات محمد حضور داشت و همیشه آماده بود تا محمد مشاوره و اطلاعات بدهد. در روایات به حضور قاطع وی و شهامت وی در موقعیتهای سخت اشاره شده است. به نظر می رسد که هماهنگی زیادی بین محمد و وی وجود داشته است. وقتی عمر که هیچگاه از ابوبکر جدا نمی شد و دیگر صحابه از محمد در مورد تصمیمش در مورد پذیرش معاهده ی صلح نامه حدیبیه و پایان دادن محاصره طائف سوال کردند، ابوبکر حمایت شدید خود را از این موضوع نشان داد. ابوبکر به نظر می رسد که اولین کسی باشد که هدف از لشکرکشی برای فتح مکه در ۸ هجری/۶۳۰ میلادی را درک می کرده است. به عبارتی دیگر او مشاور اعظم محمد بوده است. با این وجود، ابوبکر منصب فرمانده جنگی مهمی نداشته است. جز اینکه فرمانده گروهی مشتق شده از لشکری بزرگ در سال ۶ هجری/۶۲۷ میلادی و فرماندهی لشکری کوچک که به جنگ قبیله حوازین در ۷ هجری/۶۲۸ میلادی رفته بودند انتخاب شد و در سال ۸ هجری/۶۲۹ میلادی نیز به همراه عمر تحت امر ابوعبیده بن جراح به منظور هموار کردن موانع سیاسی و دیپلماتیکی انتخاب شد. دلایلی چون سالاری حج وی در ۹ هجری و امام جماعت شدن وی در هنگام بیماری محمد، در انتخابش به عنوان خلیفه نقش داشته است.خلافتدوران خلافت ابوبکر بین ۱۳-۱۱ هجری/۴-۶۳۲ میلادی بود. روزی که محمد درگذشت (۱۳ ربیع‌الاول ۱۱ هجری/۸ ژوئن ۶۳۲ میلادی) روز حساسی برای امت نوپای اسلام بود. انصار می خواستند که خلیفه از میان آنان باشد، اما عمر و بعضی دیگر از مهاجرین، انصار را وادار به پذیرش ابوبکر نمودند. ابوبکر عنوان خلیفة رسول الله گرفت و برایش عمارت خلافتی در مرکز مدینه تاسیس شد.

دانلود فایل